فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ١٩٢ - حكيمه خاتون
گفتم: تو بانوى من و بانوى خاندان من هستى، گويد: از كلام من ناخرسند شد و گفت: اى عمه جان! اين چه فرمايشى است؟ گويد: بدو گفتم: اى دختر جان! خداى متعال امشب به تو فرزندى عطا فرمايد كه در دنيا و آخرت آقا است. گويد: نرجس خجالت كشيد و حياء كرد. . . [١]
موسى بن محمد گويد: حكيمه دختر محمد بن على (امام جواد) عليهما السّلام كه عمۀ پدر آن حضرتست به من گفت كه خود او آن حضرت را در شب ولادتش و هم بعد از آن ديده است. [٢]
احمد بن ابراهيم گويد: شرفياب حضور حكيمه دختر محمد بن على (امام نهم) خواهر ابو الحسن عسكرى (امام دهم) گرديدم سال دويست و شصت و دو بود و در مدينه بودم و از پشت پرده با او سخن گفتم و از دين وى پرسيدم. كسى كه بايد امام بداند براى من نام برد و به من گفت: فلان پسر حسن عسكرى عليه السّلام نام او را گفت، گفتم قربانت او را معاينه كردى يا خبر او را شنيدى؟ گفت:
خبر او را از امام يازدهم شنيدم و براى مادرش نوشته بود، گفتم: آن مولود كجا است؟ گفت پنهانست.
گفتم: شيعه به چه كسى مراجعه كند؟ حكيمه گفت: به جدۀ او مادر امام يازدهم. گفتم: وصيت خود را به زنى واگذاشته است؟ ! حكيمه گفت:
پيروى از حسين بن على بن ابيطالب عليه السّلام كرده است، زيرا آن حضرت به حسب ظاهر وصاياى خود را به خواهرش زينب دختر على بن ابى طالب سپرد (براى پنهان كردن امامت پسرش على بن الحسين) .
سپس فرمود: شما مردمى مطلع از اخبار هستيد؛ آيا در روايات به شما نرسيده كه نهمين فرزند حسين عليه السّلام زنده است و ميراثش تقسيم مىشود؟ [٣]
نيز ن. ك: ولادت حضرت مهدى عليه السّلام، شاهدان ولادت.
[١] . شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج ٢، باب ٤٢، ح ١؛ همچنين ر. ك: شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص ٢٣٨؛ اربلى، كشف الغمة، ج ٢، ص ٤٤٩
[٢] . محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ١، ص ٣٢٩.
[٣] . شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج ٢، ص ٥٠٧، ح ٢٤.