فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ١٩٤ - حيرت
انديشناك مىبينم و چرا بر زمين خط مىكشيد؟ آيا به زمين و خلافت در آن رغبتى داريد؟ فرمود:
نه به خدا سوگند! نه به آن و نه به دنيا هيچ روزى اشتياقى نداشتهام؛ لكن در فرزندى مىانديشم كه از سلالۀ من و يازدهمين فرزند من است. او مهدى است و زمين را پر از عدلوداد مىسازد؛ همانگونه كه پر از ستم و جور شده باشد. او را سرگردانى و غيبتى است كه اقوامى در آن گمراه شده و اقوامى ديگر در آن هدايت يابند. [١]
البته اين احتمال قوى مىنمايد كه مقصود از سرگردانى در اين روايت، سرگردانى مردم باشد؛ چرا كه فرموده است براى او غيبت و حيرت -هر دو-هست و غيبت زمانى معنا پيدا مىكند كه حضرت در مواجهه با مردم تصور شود. مسلم است حضرت نزد خود غايب نيست و اگر گفته مىشود براى او غيبت است، يعنى در مواجهۀ با مردم پنهان است.
حيرت نيز اينگونه است؛ يعنى حالتى براى حضرت پديد مىآيد كه حاصل آن براى مردم، سرگردانى و عدم گشايش در كارها خواهد بود.
قرينه اين معنا در برخى روايات است كه در ادامۀ سخن از گمراهى و هدايت مردم آمده است.
امهانى ثقفيه گويد: بامدادى خدمت سرورم، امام محمد باقر عليه السّلام رسيدم و گفتم: «اى آقاى من! آيهاى از كتاب خداى سبحانه و تعالى بر دلم خطور كرده است و مرا پريشان ساخته و خواب از چشمم ربوده است.» فرمود:
اى ام هانى! بپرس.» پرسيدم: «اى سرورم! اين قول خداوند: فَلاٰ أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ ، اَلْجَوٰارِ الْكُنَّسِ [٢]فرمود:
اى ام هانى! خوب مسألهاى پرسيدى. اين، مولودى در آخر الزّمان است. او مهدى اين عترت است و براى او حيرت و غيبتى خواهد بود كه اقوامى در آن گمراه شوند و اقوامى نيز هدايت يابند. خوشا بر تو اگر او را دريابى! و خوشا بر كسى كه او را دريابد! [٣]
[١] . ر. ك: شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص ٣٣٦؛ ابن ابى زينب نعمانى، الغيبة، ص ٦٠، ح ٤؛ شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج ١، باب ٢٦، ح ١.
[٢] . تكوير (٨١) :٢ و ٣.
[٣] . «نعم المسألة سألتنى يا امّ هانى هذا مولود فى آخر الزّمان هو المهدى من هذه العترة، تكون له-