فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٤٦
د) عدم پايبندى به نصّ
در مىيابيم كه فقيه اين مرحله نوين رويكردهاى خاص و ويژهاى را براى محتواى فقهى ـ بيان نهاده كه از پايبندى به متن و سند نص روايات فاصله دارد، از اين رو نگارش متن فقهى با ابتكار فقيه انجام گرفته است. اين نتيجه طبيعى است كه بنيانگذارى فقه تفريعى به همراه داشته است؛ زيرا فروعى فقهى وجود داشت كه در مورد آنها نص روايت وارد نشده است و فقيه با استمداد از دليل عام يا اطلاق يا اصل عقلى يا اصل شرعى يا اجماع به اجتهاد مىپردازد.
بدين جهت نوين شدن زبان فقه و ابزار بيان فقهى از دستاوردهاى مرحله جديد فقه تفريعى است كه بر اساس آن در بيان فتوا تقيدى به الفاظ نص يا سند روايات وجود ندارد؛ زيرا نياز به چنين كارى را ضرورى نمىسازد، البته معناى اين گفتار آن نيست كه فقهاى اين مرحله از روايات بهره نمىگيرند و آنها را اساساً رها كردهاند، بلكه تأليف با اين شيوه تا دوران شيخ طوسى، ادامه داشته است؛ چه وى كتاب نهايه را در زمينه فقه و فتوا كه تنها حاوى متون روايات با حذف سند بود، نگاشت.
هـ) بنيانگذارى فقه مقارن
گزاف نيست اگر ابن جنيد را در ميان فقهاى شيعه بلكه فقهاى اسلام نخستين فقيهى بدانيم كه نگاشتهاى به نام «علمالخلاف» يا فقه مقارن را فراهم آورده است. او تهذيب را نگاشت و ديدگاههاى عامّه را در كنار ديدگاههاى فقهى شيعه و با ذكر استدلال هر دو گروه آورده است؛ چنانكه در عبارت سيد محمدبن معد موسوى در اين باره آمده است:
او فروع و اصول را به طور كامل آورده است و ديدگاههاى مخالف در هر مسأله را آورده و طبق طريق اماميه و طريق مخالفانشان استدلال كرده است. (٥٧)
(٥٧) ايضاح الاشتباه، ص ٢٩١.