فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣٥
در اين باره نقل كرديم و بسا كه چنين مسائل علمى بر امثال معزالدوله ـ به رغم آن كه مىدانيم به علماى شيعه به ويژه شيخ مفيد احترام مىگذاشته است ـ پنهان مىماند و كسى نگفته كه معزالدوله جزء علما بوده است و حتى اگر فرض كنيم كه از اين مسأله آگاه بوده شايد ترك و بى اعتنايى او براى مصلحتى بوده كه اقتضاى سكوت داشته است.
ثانياً، ابن جنيد ـ حتى اگر بپذيريم كه به قياس عمل مىكرده ـ جزء علما و فقهاى شيعه به شمار مىرفت، چنان كه عبارتها و ديدگاههاى پيشگفته عالمان تشيع حكايت از اين امر دارد، و نامه نگارى معزالدوله با او ممكن است از اين جهت و بر اساس چنين نگاهى انجام گرفته باشد.
نسبت عمل به قياس به ابن جنيد در شمارى از كتابها آمده اما احتمال مىدهيم كه اين نسبت صحيح نباشد؛ زيرا وقتى استعمال كلمه «قياس» را مورد بررسى قرار مىدهيم در مىيابيم شايد مقصود از اين كلمه موافقت با روح كتاب و سنت باشد. به اين بيان: بسيارى از اصوليان متأخّر رواياتى را كه به عرضه كردن روايت بر كتاب و سنت فرمان داده، نظير روايت «ما وافق كتاب اللّه فخذوه و ما خالف فذروه» را به موافقت و مخالفت با نصّ كتاب و سنّت تفسير كردهاند؛ به اين معنا كه مىبايست خبر بر يك آيه قرآن مشخص عرضه گردد، و اگر ميان آنها تباين يا عموم من وجه باشد خبر كنار گذارده مىشود و اگر نسبت تساوى يا عموم مطلق باشد به خبر عمل مىشود. اما ما در مىيابيم كه مقصود از موافقت، موافقت روحى است. يعنى هماهنگى مضمون حديث با اصول اسلامى عامى كه برگرفته از كتاب و سنت است پس اگر