رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٤ - پيش گفتار
مثابة «راهي براي درك و برقرار كردن ارتباط با موجود متعالي»[١]معرفي شده است.
آنچه ميان سه معناي ذکرشده مشترک است اين نکته است که دين در همة اين اصطلاحات در اعتقاد و رابطهاي درونذهني[٢]، و شخصي خلاصه ميشود و از مسائل فردي فراتر نميرود. حتي اگر در اين رويکردها از آداب و رسوم ديني مانند حضور در کليسا يا برگزاري جشنهاي مقدس بحث به ميان ميآيد، به آنها به مثابة مسائل جنبي و فرعي نگاه ميشود که براي تقويت اعتقاد يا رابطة فردي با موجود مقدس يا ماورائي بهکار ميآيد، وگرنه در اين تعاريف، دين اصالتا به جامعه و مسائل زندگي مردم، ارتباطي ندارد. چنين گرايشهايي که رويکردهايي سکولار به دين است، سعي ميکنند دين را در محدودهاي خاص محصور کنند و دین را فقط رابطه انسان با خدا (به عنوان امر قدسي يا ماورائي) بدانند، که آن هم بيشتر ذوقي و سليقهاي است و از واقعيتي حکايت نميکند. از این رو، آن طور که در غرب شايع است، یک شخص میتواند بهراحتي دينش را عوض کند. پذيرفتن و نپذيرفتن چنین دینی هم مشکل نيست چرا که اختلاف آنها شبيه اختلاف سليقهها در انتخاب رنگهاست.
١ . Deepak Mehta, “Review of Stanley Jeyaraja Tambiah, Magic, Science, Religion and the Scope of Rationality [The Lweis Henry Morgan Lectures, ١٩٨٤],” Contributions to Indian Sociology. New Series ٢٥/٢ (July-Dec. ١٩٩١): ٣٤٥.
٢ . Subjective