رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٩ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
معرفت يقينيتر را دنبال کرد. به عنوان نمونه، دادههاي علوم تجربي ظنياند و روش تجربي نميتواند يقين مضاعف توليد کند، لذا در صورتي که يافتههاي علوم تجربي با گزارههاي يقيني تعارض پيدا کنند، تقدم با دليل يقيني خواهد بود، خواه دليل يقيني و قطعي از استدلال يقيني عقلي بهدست آمده باشد، يا از منابع ديني قطعيالصدور و قطعيالدلالة. علم ديني در اين فرض، علمي است که دادههاي آن مخالف نص قرآن يا روايات قطعي نباشد. روشن است که يک نظرية يقيني هيچگاه با معارف يقيني ديني مخالفت ندارد.
بنابراين، درصورتي که در يک مسأله دو نظرية ظني وجود داشته باشد، که يکي از آنها با معرفت يقيني بهدستآمده از منابع ديني موافق، و ديگري با آن مخالف است، نظرية اول که موافق قرآن و حديث است علم ديني، و نظرية دوم که با آن مخالف است علم غيرديني ناميده ميشود. معناي چنين کاري انکار علم و ناديدهگرفتن دستاوردهاي تجارب بشري نيست، بلکه تعيين ملاک و معياري براي قضاوت ميان دو نظرية ظني است که در هر کدام از آنها احتمال خطا و اشتباه وجود دارد. در علم ديني، يکي از معيارهاي داوري ميان چنين نظرياتي، مراجعه به نظرياتي است که با مقدماتي يقيني، با استفاده از روشي يقيني، از منابع يقيني ديني به دست آمده باشند. چنين روندي کاملاً عقلاني و منطقي است و هيچ ارتباطي با تعصب مذهبي ندارد؛ چنانکه يکي از ملاکهاي داوري ميان نظريات رقيب، عدم مخالفت با معرفت يقيني عقلي است. اين بدان معنا نيست که همه چيز را ميتوان با عقل اثبات کرد و علوم