رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٥ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
تشکيک ميکنند. اين انگيزه به قدري نيرومند است که گاه تا شک در همة حقايق و معارف پيش ميرود و مکاتب شکگرايي در معرفتشناسي را پديد ميآورد.
در کنار مسائل بنيادين و اصول دين که بايد معرفت به آنها يقيني بوده، بر مقدماتي محکم استوار شده باشد، مسائلي اعتقادي در دين وجود دارند که به اين درجه از اهميت نيستند. اهميت کمتر آنها به اين دليل است که در سعادت يا شقاوت انسان چندان تأثير ندارند، بلکه فرعيات و جزئياتي از اعتقاداتاند که يقين تفصيلي به آنها شرط رستگاري نيست، بلکه اعتقاد اجمالي به اصل وجود آنها کافي است. بهعنوان مثال، کيفيت سؤال شب اول قبر، چگونگي پاسخگويي انسان به سؤال نکیر و منکر، نحوة بازگشت روح به بدن در اين هنگام، و ديگر جزئيات اين واقعه از اين قبيل است که بر اساس شواهد و دلايل، وجوه و احتمالات مختلفي بيان ميشود، ولي انسان به هيچ کدام يقين پيدا نميکند. در اينگونه مسائل روبنايي، اگر انسان بتواند در حد امکان، اعتقادي قويتر پيدا کند خوب است، ولي ضرورتي در دستيابي به يقين در آنها وجود ندارد. آنچه در اين دسته از مسائل ديني لازم است، اعتقاد يقيني اجمالي به اين است که آنچه خدا و پيغمبر گفتهاند، و همانگونه که گفتهاند، درست است، هرچند به جزئيات آن علم تفصيلي نداريم. در مسائل زندگي نيز از اينگونه موارد بسيار داريم. به عنوان مثال، براي رهايي از رنج بيماري و دستيابي به سلامتي کافي است به درستیِ دارويي که دکتر متخصص تجويز ميکند اعتقاد داشته