رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٠ - ١ ١ ١   نقش هدف در تعريف دين
همانگونه که ملاحظه ميشود، اولين نوع رابطه ميان اصطلاحات مختلف علم و دين، «تباين» است. بر اساس اصطلاح اول دين (احساس تعلق و وابستگي)، هيچگونه حيثيت و شأن معرفتي و شناختاري براي دين فرض نشده است، و به همين دليل، هيچگونه وجه مشترکي با هيچيک از معاني و اصطلاحات علم پيدا نميکند. دين به معناي «اعتقاد به امر قدسي» نيز به اين دليل که يک اعتقاد جزئي (و شخصي) است، هنگامي که با علم به معناي «شناخت حصولي کلي» مقايسه شود، وجه مشترکي با آن نمييابد و لذا رابطة ميان آن دو «تباين» خواهد بود. از اين جهت، آندسته از اصطلاحات علم که مشتمل بر شناخت حصولي کلياند همين رابطه را با اين معناي دين دارند، خواه شناخت کلي مطلق باشد، يا مقيد به حقيقي بودن، تجربي بودن، و يا همراه بودن با دستورالعملها. اين معناي دين با اصطلاحاتي از علم که در شناخت امور مادي محصور شده است نيز بيگانه است و هيچ نقطة تلاقي ميان آنها يافت نميشود. همچنين، اصطلاح اخير علم که به مجموعة مسائل مرتبط با هم اختصاص يافته است نميتواند با دين به معناي اعتقاد به امر قدسي، که يک شناخت جزئي است و ميتواند در يک گزاره خلاصه شود، اصطکاک يا اشتراک داشته باشد، و ميان آنها رابطة تباين برقرار است. از سوي ديگر، دين به معناي «اعتقاد به ماوراء طبيعت و ارتباط با آن» با علم در اصطلاحاتي که آن را در پديدههاي مادي محصور ميکند تباين دارد، خواه روش تجربي در آن قيد شده باشد يا نه.