رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٩ - پيش گفتار
نوعي علم عملي است؛ مانند اينکه ميگوييم: انسان بايد خداوند متعال را عبادت کند و در اعمال خويش مسائلي را رعايت کند که در دنيا و آخرت (باهم) سعادتمند شود. و روشن است که دعوت ديني به ديني تعلق ميگيرد که عبارت است از نظامي عملي که بر اعتقاد استوار است.
دين در اصطلاحي ديگر در مقابل عقل قرار ميگيرد، و وصف «ديني» مساوي با وحياني است و به حقايقي اختصاص مييابد که از راه وحي اثبات ميشوند. دين به اين معنا در اديان الهي (يا به تعبيري، به اديان ابراهيمي) منحصر ميشود که به وحي الهي اعتقاد دارند و محتواي خود را به اين منبع متعالي منسوب ميکنند. البته در علم کلام اثبات ميشود که محتواي وحياني ديگر اديان الهي (غير از اسلام) دچار تحريف شدهاند و همة آموزههاي آنها در شکل امروزينشان را نميتوان به وحي نسبت داد. بنابراين، دين به اين معنا عملاً به اسلام اختصاص مييابد و ساير اديان از شمول اين واژه بيرون ميروند. در اين اصطلاح، که گاه در ادبيات ما نيز به کار ميرود، دين يعني آنچه در منابع ديني اسلام ـ قرآن و سنت[١]ـ
[١] سنت در اينجا به معناي احاديث و روايات يا سيرة عملي است که از معصومان نقل شده است. احاديث، برخلاف قرآن، از نظر اعتبار سندي مختلفاند و تنها درصورتي قابل استناد ميباشند که بر اساس روشهاي شناختهشده اعتبار آنها به اثبات رسيده باشد.