رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٣ - پيش گفتار
انکار خدا، و ...ـ بشود و از اين رو دين را به «اعتقاد به يک امر قدسي» تعريف کردهاند. به عنوان نمونه، پيتر برگر از آن اينچنين تعبير ميكند: «تعريف ماهوي دين در قالب مفروض گرفتن يك جهان مقدس [ممكن ميشود . . .] البته فصل مميز در اين تعريف همان مقولهي مقدس است كه [. . .] اساساً به همان معنايي به كار رفته كه از زمان رادولف اُتو[١]در دينشناسي مطرح است.»[٢]اين اصطلاح با معناي لغوي دين سازگار است که حاکي از آييني است که عدهاي آنرا محترم ميشمارند و به آن عمل ميکنند.
اصطلاح سوم براي واژة دين، اعتقاد به ماوراي طبيعت و برقرار کردن نوعي رابطه با آن است. بنا بر اين کاربرد، هر نوع اعتقاد به اين که غير از عالم طبيعت، جهان و موجودات ديگري وجود دارد (خواه خداي واحد باشد، يا الهههاي متعدد، يا جنّيان، يا ارواح خبيثه و طيبه، يا اموري ديگر)، و باور به اينکه فيالجمله ميتوان با آن(ها) ارتباط برقرار کرد، دين ناميده ميشود. در اين اصطلاح، عنصر «متعالي» از ذاتيات مفهوم دين به شمار آمده است، و دين به
١ . Rudolf Otto
٢ . Peter L. Berger, The Sacred Canopy: Elements of a Sociological Theory of Religion (New York, London, Toronto, Sydney, Auckland: Doubleday, ١٩٦٧), p. ١٧٧.