رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٨ - ١ ١ ١ نقد مبنايي
است هدف مجموعه و روابط حاکم بر اين جزء با اجزاء ديگر را نيز درنظر بگيرد.[١]
اينگونه مسائل که خواه ناخواه با ديدگاههاي ديني و اسلامی تماس دارند، هنگامی از دیدگاه اسلام قابل تبییناند که بر انسانشناسی اسلامی مبتنی باشند. مکتبهای غیراسلامی و ضد اسلامی نیز اگر بخواهند ديدگاههاي خود را در علوم انسانی بهشکلي منطقي و معقول بیان کنند، میباید ابتدا ديدگاههاي مکتب خود در عرصة انسانشناسی، ماهیت زندگی اجتماعی انسان، و هدف از زندگی را تبيين نمایند و سپس به نظریهپردازی در زمینههای مختلف علوم انساني بپردازند. درغير اين صورت، هیچيک از نظريات و راهحلهاي آنها بر پایة استواري تکيه نخواهد داشت.[٢]
روشن است كه در زمينة شناخت انسان، اكتفا به دادههاى علوم تجربى وآنچه تا به حال تحقيقات بشر به آن نايل شده است، کافي نيست و نياز به کمکگرفتن از آموزههاي عقلي و وحياني در اينگونه موضوعات بسيار واضح است. علاوه بر اين، در بسيارى از موارد ممكن است نظريات رايج در علوم انسانى به دلايلى با آموزههاي اسلامى سازگار نبوده، به همين دليل پذيرش آنها براي
[١] دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، رابطه جامعهشناسی با انسانشناسی، [سلسله جزوات جامعهشناسي، ج ٤]، ص ١٧-١٨، به نقل از محمدتقي مصباح يزدي، جستارهايي در فلسفة علوم انساني از ديدگاه حضرت علامه آيتالله مصباح يزدي، ص ٥٠-٥١. [٢] محمدتقي مصباح يزدي، «رابطه ایدئولوژی و فرهنگ اسلامی با علوم انسانی»، در مجموعه مقالات وحدت حوزه و دانشگاه و بومی و اسلامی کردن علوم انسانی، ٢٧ آذر ١٣٧٨، ص ٨٧.