رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٦ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
عاجز است. کدام تجربه اين مدعا را به اثبات رسانده است؟! ازسوي ديگر، حتي اگر اين فرض از راهي غير از تجربه به دست آمده باشد، و بخواهند با دليلي عقلي يا نقلي آن را اثبات کنند، بهزعم صاحبان اين مدعا، به اين دليل که با تجربه محک نخورده است قابل اعتنا و قابل اعتماد نيست.
بهعلاوه، ما درجاي خودش اثبات کردهايم که اعتبار همة معرفتهاي بشر (حتي معرفتهاي تجربي) به استدلال عقلي است. هنگامي که نبوت پيامبران با دلايل عقلي اثبات شد، و يقين پيدا کرديم که پيامبر مطلبي را از راه وحي بهدستآورده و براي ما نقل کرده است، و معناي آن نيز يقيني بود، آيا باز هم بايد منتظر ملاک ديگري براي صدق گفتار او باشيم؟ چه ملاکي بالاتر از دليل يقيني عقلي وجود دارد؟ بهويژه هنگامي سخيف بودن اعاي تجربهگرايان روشنتر ميشود که توجه کنيم ارزش معرفتشناختي تجربه (به معنايي که در علوم تجربي بهکار ميرود) هرگز به حد يقين نميرسد. روش تجربي به اذعان بسياري از فلاسفة علم، و به دلايل متعددي که در منطق و معرفتشناسي به تفصيل مورد بحث قرار گرفته است، جز معرفتي ظني بهدست نميدهد، وآشکار شدن بطلان نظريات تجربي در طول تاريخ علوم گوناگون شاهدي قاطع بر خطاپذيري آن است. اين درحالي است که وحي الهي به پيامبران، و معرفت ايشان به محتواي وحي اشتباهناپذير است. اين مطلبي است که با دليل عقلي قابل اثبات است و هيچ تجربهاي نميتواند خلاف آن را اثبات کند، زيرا اين موضوع خارج از حيطة