رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٥ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
ميتوان نسبتهاي ممکن ميان اين دو معنا را در ترکيب وصفي «علم ديني» بررسي نمود.
علم در اين تعريف، وظيفة شناخت پديدهها و روابط ميان پديدهها را بر عهده دارد. به عنوان نمونه، مطالعة اجسام و بررسي ميزان و نوع عناصري كه يک مادة مشخص را ميسازند، و بيان خواص فيزيكي و شيميايي آن از اهداف برخي علوم طبيعي بهشمار ميروند. از طرف ديگر، بيان نوع استفاده از آن به منظور دستيابي به سعادت واقعي انسان از محدودة موضوع و هدف علم فراتر است. اين دين است که رسالت تبيين رابطة پديدهها با کمال روح انسان و مصالح انساني را برعهده دارد و نحوة تعامل انسان با پديدههاي مادي و غيرمادي را ارزشگذاري کرده، تکليف انسان را در برخورد با آنها تعيين مينمايد.[١]همچنين در علوم انساني تا جايي که سخن از تشريح ماهيت يک پديدة انساني يا اجتماعي و تبيين رابطة آن با ديگر پديدههاست، با علم محض سروکار داريم. اين علوم که صرفاً به توصيف واقعيات انساني و اجتماعي ميپردازند ميان دينداران و بيدينان، مسلمانان و غيرمسلمانان مشترکاند. ولي به محض آن که پا را از توصيف فراتر گذاشته، به قلمرو ارزشگذاري، هنجاريابي، و توصية دستورالعملهاي اقتصادي، حقوقي، تربيتي، و مانند آنها وارد شويم، به مرزهاي مشترک با دين پا گذاشتهايم. به عنوان نمونه، در مباحث اقتصادی، مطالعه و تبيين
[١] محمدتقي مصباح يزدي، نظريه سياسي اسلام، ج ١، ص ٥٩-٦٠.