رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٩ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
دخالت داده نشود، بلکه تنها ملاک براي اتصاف آن به ديني بودن این دانسته شود که موضوع آن علم از موضوعات ديني باشد. همانطور که روشن است، علم در اينجا به معناي مجموعة مسائلي دربارة موضوعي مشخص بهکار رفته، و مقصود از دين نيز محتواي کتاب و سنت است. به عنوان مثال، علم خداشناسي، يک علم ـ به اصطلاح عام آن ـ است، يعني مجموع مسائلي حول محور خداست. از سوي ديگر، موضوع اين علم اساس دين و به يک معنا مهمترين موضوعي است که دين مقدس اسلام به آن پرداخته است.[١] بنابراين علم خداشناسي به موضوعي ميپردازد که اساساً جزء مسائل و دغدغههاي ديني است. از اين جهت ميتوان به اين علم صفت ديني داد به اين معنا که مسائل آن عيناً در دين هم مطرح است، هرچند روش اثبات آن در علم و دين متفاوت باشد، يا ممکن است احياناً به نتايجي مختلف يا حتي متضاد برسند. آنچه اين اتصاف را تجويز ميکند، بنا به تعريف، اتحاد موضوع است؛ اما اتحاد روش و يا اتحاد موضع در آن شرط نشده است.
در اين اصطلاح با علمي روبرو هستيم که عين دين است و با آن وحدت دارد. مسائلي که در اين علم ديني مطرحاند، عيناّ هم در دين وجود دارند و هم در علم. اين نوع ملابست بين علم و دين،
[١] حتي ديگر اديان هم به شکلهاي مختلف خود را موظف ميبينند در اين موضوع اظهار نظر کنند، هرچند مانند برخي اديان شرقي آن را نفي کنند. ولي بايد توجه کرد که دين در اين صورت از معناي مورد نظر (محتواي کتاب و سنت) خارج شده، معناي ديگري از آن اراده ميشود که حتي اديان غيرالهي را نيز دربر ميگيرد.