رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٣ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
در هنگامة اوج مقبوليت پوزيتويسم در مجامع آکادميک غربي، رويکرد رفتارگرايانه در روانشناسي نيز بسيار رايج بود و از طرفداران بسياري برخوردار بود. رفتارگرايان روان انسان را در رفتار قابلمشاهدة او خلاصه ميکنند و براي حل مشکلات رواني راهي جز ايجاد تغييرات مناسب در سازوکار مادي بدن به وسيله دارو يا رفتاردرماني سراغ ندارند. بعدها گرايشهايي مخالف با رفتارگرايي با نامهايي چون روانتحليلي، کمالگرايي، و انسانگرايي در روانشناسي رواج يافت که مباني و روشهايي ديگر را براي تبيين يا تغيير رفتار انسان مطرح کردند.
هنگامي که براي یک مسأله دو يا چند تبيين يا راه حل پيشنهاد شد، ممکن است يکي از آنها با مباني و ارزشهاي ديني سازگار و دیگری ناسازگار باشد. به عنوان مثال، ممکن است يک روانپزشک براي درمان یک ناراحتي رواني استفاده از دارويي را تجويز کند که حاوی مقدار قابل توجهي الکل باشد که خواهناخواه مرتبهاي از سُکر و مستي را موجب ميشود. روانپزشکي ديگر ممکن است آن مشکل را با داروهاي ديگري معالجه کند که الکل نداشته باشد. همچنين چه بسا درمان يک مشکل رواني با روشهايی مانند رفتاردرماني يا روانکاوي نيز امکانپذیر باشد، که اين روشها نيز ميتوانند شامل تجويز رفتارهاي مشروع يا نامشروع بشوند. همة اين روشها و تجويزها در درون يک علم اتفاق ميافتند، اما وقتي نسبت آنها با ارزشها و احکام ديني سنجيده ميشود، ميتوان آنها را به دو دسته تقسيم کرد: روشها و