رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨١ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
ميتوان زيرمجموعة خانوادة بزرگ «علم ديني» به اين معنا به حساب آورد. با اين حساب، معناي ديني بودن و فايدة تقسيم علوم به ديني و غيرديني به زير سؤال ميرود.
معياري دقيقتر و مشخصتر از ملاکهاي گذشته آن است که علمي را ديني بناميم که نه تنها با دين مخالف نباشد، بلکه دين آنرا تأييد هم بکند. اين اصطلاح ميتواند هم شامل رشتههايي از علوم مانند اعتقادات و فقه شود که فراگرفتن و پژوهش دربارة آنها مورد تأييد و تشويق دين اسلام قرار گرفته است، و هم شامل نظريات و گزارههايي علمي شود که براي محتواي آنها مؤيداتي در کلمات شارع مقدس يا اولياي معصوم دين پيدا ميشود. روشن است که «دين» در اينجا به محتواي کتاب و سنت اشاره دارد، وگرنه، درصورتي که به معناي اعتقادات و ارزشهاي معطوف به سعادت باشد، غير از علومي که تماماً از منابع ديني استفاده و استنباط ميشوند، مصاديق زيادي براي علم ديني باقي نخواهد ماند.
بر اساس اين معيار، براي ديني ناميدن نظريهاي لازم نيست که آن نظريه به منابع ديني مستند باشد يا از روش نقلي استفاده کند، بلکه مطابق با اين اصطلاح، يک نظریه ممكن است با استفاده از شيوة آزمايش تجربي يا استدلال عقلي اثبات شود، و صرفاً به اين دليل که با آنچه اولياي دين اسلام گفتهاند مطابقت دارد، ديني و اسلامي دانسته ميشود. بنا بر اين اصطلاح، ديني بودن يک نظريه به اين معناست که