رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦١ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
عالِم» که خود بهخود اقتضا ندارد مسلمان باشد يا غيرمسلمان، و به اصطلاح منطقيها، نسبت به مسلمان بودن «لابشرط» است. عالم مسلمان و غيرمسلمان هر دو عالمند؛ بنابراين، وقتی میگوییم «عالِم مسلمان»، يعني منظور ما فقط بخشی از عالمهاست که موصوف به وصف مسلماني هستند. لازمة نقش احترازي براي وصف «دينى» در ترکيب علم ديني اين است که در سايه اين نسبت، وصفي براي علم حاصل شده است که اگر اين قيد را نميآورديم، آن وصف را نمیداشت.
در آغاز بحث، توجه به این نکته لازم است که ريشة اين بحث به مباحث زباني و ادبي بازميگردد، و ماهيتي عقلي يا ديني ندارد. بنابراين بهمنظور يافتن ملاکي براي قضاوت در اينگونه مسائل بايد به اعتبارات عرفي و قراردادهاي زباني مراجعه کرد. به اعتقاد صاحبنظران در ادبيات، براي اين که صفتي را به چيزي نسبت دهيم، کمترين ارتباط (و به اصطلاح اديبان، «ادني ملابست»)[١]کافي است. عرف براي اينکه وصفي را به موضوعي نسبت دهد، به اين بسنده ميکند که يک نحو ارتباط و يک حيثيت نسبتي ـ هرچند ضعيف ـ ميان آنها لحاظ شود. در همه جا، ارتباط کامل در حد وحدت يا اتحاد، شرط صحت اتصاف نيست، بلکه گاهي يک مناسبت خيلي کوچک برای برقراری نسبت کافي است. به عنون نمونه، براي اينکه ترکيب وصفي «دانشمند ايراني» صحيح باشد، زادگاه يک
[١] گاهي هم گفته ميشود ادني مناسبت، ولی گويا صحيح آن، ادني ملابست است.