رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٤ - ١ ١ ١   نقش هدف در تعريف دين
يافتههاي تجربي علم ناسازگار است. حتي ادعاي سازگاري اين دو نيز بيمعناست، زيرا قضاوت دربارة مسائل غيرتجربي از قلمرو علم خارج است. چيزي كه به تجربه حسي مربوط نميشود، علم در آنجا هيچ قضاوتي (در جهت نفي يا اثبات) ندارد. چنانكه در حوزه تعبديات نيز نميشود گفت يک حکم قطعي شرعي با يافتههاي تجربي يا برهان عقلي مخالفت دارد. درست است که احكام تعبدي تابع مصالح و مفاسد واقعياند، و اين مصلحتهاو مفسدهها بعضاً از راه تجربه يا عقل نيز قابل اثباتاند[١]، ولي عقل و علم نميتوانند همة مصالح و مفاسد احكام را كشف كنند، و از اينرو، نميتوانند حکمي برخلاف احکام قطعي شرع صادر کنند يا آنها را زير سؤال ببرند. لازمة اين مطلب آن است که اگر نظريهای قطعي را با مقدمات و روش صحيح و يقيني از کتاب و سنت به دست آوريم، يقين خواهيم کرد که هر نظريهای ضد آن، اشتباه و خطا است. اين بدان معناست که در مسألهاي که هم از راه نقلي تعبدي و هم از راه تجربي قابل اثبات است، اگر محققان علوم تجربي درست تحقيق کنند، به همان نتيجهاي ميرسند که در متن يقيني ديني وجود دارد. کلمة «يقيني» در اينجا از اهميتي ويژه برخوردار است و ما روي آن تأکيد ميکنيم.
به عنوان مثال، اصل وجود روح مستقل از بدن به صورت قطعي از دين فهميده شود، و ممکن نيست کسي مسلمان باشد و به قرآن
[١] محمدتقي مصباح يزدي، «سلسله درسهايي درباره معرفت ديني (٢)»، فصلنامه مصباح، س ٦، ش ٢١ (بهار ١٣٧٦)، ص ١٤ـ١٥)