رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٩ - ١ ١ ١   نقش هدف در تعريف دين
آمده باشد، بايد آنها را بهگونهاي تأويل کرد که تنها معنايي اخلاقي (آن هم اخلاقي که هيچ ارتباطي با واقعيات نداشته باشد و تابع اعتبار و قرارداد صرف باشد) از آن استخراج شود. اين نظريه نيز از چند جهت درست نيست. مهمترين اين جهات آن است که راز نياز به دين هدايت يافتن به مسير صحيح سعادت است و نه نوعي سرگرمي. از اين رو، سمبليک و نمادين دانستن زبان و گزارههاي ديني، که آن را تا حد فعاليتهايي چون شعر و ادبيات فروميکاهد، با اصل هدف دين منافات پيدا ميکند، چرا که زبان سمبليک قابل تفسيرهاي دلبخواهي و معطوف به شرايط است و از بيان حقايق ثابت و مطلقْ عاجز ميباشد. به علاوه، با عنايت به اين حقيقت که مسائل و ارزشهاي اخلاقي انعکاسي از روابط واقعي ميان رفتارها با نتايج حقيقي آنهايند، روشن ميشود که اين تقسيم نيز کارساز نيست، و توصيههاي اخلاقي بدون پشتوانة واقعي ارزشي ندارند.
برخي روشنفکران داخلي، به تقليد از بعضي فيلسوفان دين مسيحي، مرزبندي ميان علم و دين را در قالب اصطلاح «دين حداقلي» در برابر «دين حداکثري» دنبال کردهاند. منظور از اين تقسيمبندي، پاسخ به اين پرسش است که آیا دين به همة مسائل زندگي انسانها ميپردازد تا حداکثري باشد، يا به بخشي کوچک و محدود از آن قناعت ميکند تا حداقلي باشد. ايشان معتقدند: عدهاي که براي کسب معرفت نسبت به همة دانشها و ارزشها به متون ديني مراجعه ميکنند و اين متون را تنها منابع قابل اعتماد به حساب