رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣١ - ١ ١ ١   نقش هدف در تعريف دين
دين ميتواند در آن اظهار نظر کند؛ آن هم به عنوان بيان اولين و نازلترين مراتب ممکن براي عبادت! به این دليل که دين حداکثري نيست، بلکه حداقلي است.
اين نظر هم به دلايل متعدد درست نيست؛ ازجمله آنکه چنين نگاهي به دين به معناي نفي دين است، چرا بر اساس اين نظريه، عقل، حس، و خيال ابزارهاي اصلي همة معارف بشري فرض شدهاند که حتي در موضوعات و مسائل ديني هم به شناختهايي برتر از آنچه در دين آمده دست مييابند. بنابراين هيچ حوزة اختصاصي براي دين باقي نميماند. از سوي ديگر، دين حق ندارد در مورد مسائل عقلي، تجربي، يا هنري قضاوتي داشته باشد؛ و مجموع اين دو مطلب به معناي عدم نياز به دين است. به علاوه، نگاه حداکثري به معنايي که مطرح شده است مورد قبول ما هم نيست، و اين انتظار که پاسخ هر سؤالي را از ميان متون ديني بيابيم، و براي هر معضل اجتماعي نسخهاي ويژه و آماده از قرآن و حديث دريافت نماييم، نگرشی غیرواقعبينانه، عوامانه، و سادهانديشانه است.[١]ولي لازمة نفي اين مطلب، افتادن در چاه «دين حداقلي» نيست. تقسيم دين به حداقلي و حداکثري يک تقسيم عقلي ثنايي نيست که ناچار از قبول يکي از آنها باشيم. امر دائر مدار اين دو گزينه (دين حداکثري و حداقلي به اين معنا) نيست، تا نفي يکي خودبهخود به اثبات ديگري بيانجامد. بلکه در اينجا گزينة سومي
[١] محمدتقي مصباح يزدي، پيشنيازهاي مديريت اسلامي، ص ٢٨٥.