حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٣٦ - مفهوم و جایگاه سنّت، ازنگاه اسلام و مسیحیّت
مفسّرکتاب آسمانی ـ قرآن و کتاب مقدّس ـ امری گریزناپذیر است. هرچند در میان مسلمانان گروهی اندک همچون فرقهی قرآنیون و در میان مسیحیّت مدافعان نهضت اصلاحگرای بنیادستیز، تنها منبع فهم دین را به ترتیب قرآن و کتاب مقدّس دانسته و هیچ نقشی را برای سنّت قایل نیستند.
٢. سنّت از نگاه اسلام و مسیحیّت از آن جهت که به نوعی با آسمان پیوند برقرار کرده، دارای اعتبار و حجیّت است. در میان مسیحیّت این اعتبار به دو جهت دانسته شده است:
الف. بخشی از سنّت که از رسولان و حواریان گزارش شده، حکایتگر گفتار و کردار مسیح(علیهالسلام) است و از این جهت که مستند به عیسی است، بهسان کتاب مقدّس دارای اعتبار است.
ب. بخشی دیگر از سنّت که مربوط به کلیسا و پدران مقدّس است، از آن جهت که از الهام روح القدس بهره دارد، دارای اعتبار است؛ امّا از نظر مسلمانان، سنّت تنها از آن جهت که به پیامبر یا اهلبیت(علیهمالسلام) بهعنوان معصومان منتسب بوده و بالطبع به واسطهی آنان به خداوند منسوب است، دارای حجیّت است. دربارهی سنّت صحابه تنها شماری اندک همچون ابواسحاق شاطبی قایل به استقلال در حجیّت شدهاند. در حالی که عموم عالمان اهل سنّت بهسان متکلمان شیعه برای سنّت صحابه و به طریق اولی برای سنّت تابعان تنها از آن جهت که حکایتگر سنّت پیامبر است، حجیّت قایل شدهاند.
٣. چنانکه اشاره شد، میان عالمان مسیحی و مسلمان از این جهت که برای سنّت بر اساس نوع نگرش به کتاب آسمانی خود و کارکرد سنّت، دو نقش حداکثری یا حداکثری قایل هستند، اشتراک وجود دارد. عالمان مسلمان عموماً سنّت را دومین منبع دینشناخت پس از قرآن میشناسند که میتوان از آن گزارههای دینی استخراج کرد و با توجّه به اینکه اهتمام قرآن بیان کلیات و مسکوت گذاشتن شماری از آموزهها و اعمال است و در آن بر مراجعه به سنّت بهعنوان مفسّر یا منبعی مستقل تأکید شده، نیازمندی به سنّت با جامعیّت قرآن منافات ندارد. البته گروه قرآنیون و شماری محدود از متفکّران مسلمان برای سنّت هیچ اعتباری قایل نیستند؛ اعم از این که این نقش تبیینی است یا نوگستری.