حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٢٢ - بررسی اصل رجالی «وثاقت رجال کتاب نوادر الحکمه»
ابنیحیی نیستند.[١٤] همچنین عناوین كلی شامل«عن رجل»، « بعض اصحابنا»، «فی حدیث» یا«روی» و«فی كتاب» اعم از مشایخ بیواسطه است؛ امّا الزامی وجود ندارد كه اگر تضعیف، اعم بود توثیق هم اعم باشد. دربارهی روات- در مسیر اثبات حجیّت حدیث- اعتماد به راوی باید ایجاد شود، حال اگر فردی سختگیر بود در تضعیف اعم از توثیق عمل میكند، چون وی دیرتر و سختتر احراز وثاقت میكند. سختگیری ابنولید هم امری ثابت شده است. حتّی بعید نیست كه كسی بگوید تضعیف، مطابق اصل عدم الاحراز است و توثیق، خلاف این اصل بوده و امری اثباتی است و در سیره عقلا اثبات شیء و التزام بهخلاف اصل دقّت بیشتری میطلبد؛ زیرا برای اثبات باید همهی احتمالات عقلایی خلاف، نفی شود؛ امّا برای نفی، وجود یك احتمال عقلایی كفایت میكند.
اكنون یکبار دیگر به مستند قاعده مراجعه میکنیم: «و کان محمّد بن الحسن بن الولید یستثنی من روایة محمّد بن احمد بن یحیی ما رواه عن ... .» هرچند میتوان به این عبارت نگاه اطلاقی کرد و «ما رواه عن» را مطلق روایات دانست؛ امّا بهجهت کثرت چنین کاربردی در
[١٤] . دربارهی او توثيق و تضعيفي وارد نشده؛ امّا بزنطي روايات متعددي از وي نقل كرده است. او با واسطه حسين بن حنظله و اسماعيل بن فضل هاشمي از امام صادق(عليهالسلام) روايت ميكند. (ر.ک: الكافي، ج٦، ص٣١٩، ح٤ و ص٣٧١، ح٤.)