حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١١ - مفهوم و جایگاه سنّت، ازنگاه اسلام و مسیحیّت
سنّت منحصر به قول، فعل و تقرير پيامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) است، يا قول، فعل و تقرير معصومان (= شامل ائمه دوازدهگانه و فاطمه(علیهاالسلام)) يا صحابه و احياناً تابعان را در بر مىگيرد؟ سه نظريه در این باره ارایه شده است:
١. سنّت منحصر به قول، فعل و تقرير پيامبر است. اين ديدگاه از سوى شمارى از عالمان اهل سنّت و برخى از عالمان شيعى، تصريح شده است. «شافعى» تصريح مىكند كه سنّت بهطور مطلق منحصر به سنّت پيامبر است. (سرخسی، ١٤١٤، ج١، ص١١٣.) غزالى و رازى نيز با نفى حجيّت قول صحابى، بر همین رأى هستند. «آمدى» نيز معتقد است كه ديدگاه اكثر، انحصار سنّت به سنّت پيامبر است. از ظاهر تعريف سنّت در گفتار «ابنحجر» نيز، همين انحصار به دست مىآيد و ديدگاه تمام صاحبنظران اهل سنّت كه حجيّت قول صحابى را بهخاطر كاشف بودن آن از سنّت پيامبر دانستهاند، بهصورت غيرصريح، ناظر به همين ديدگاه است؛ زيرا آنان عملاً براى گفتار صحابه اعتبارى قایل نشدهاند.
در ميان عالمان شيعى، اين انحصار به شيخ مفيد نسبت داده شده است. (شیخ مفید، ١٤١٤، ص٧) ؛ (عسکری، ١٤١٠، ج٢، ص١٦.)
البته به اين نكته بايد توجّه داشت كه اطلاق سنّت و قول صحابى با اعتبار آن متفاوت است. بهعبارت روشنتر ممكن است كسى قول صحابى را در اصطلاح - كاربرد اصطلاحى - مشمول سنّت بداند؛ امّا در عين حال آن را حجّت نداند. از اين جهت در گفتار مدافعان يا منكران حجيّت سنّت صحابه يا تابعان بايد دقّت شود كه آيا آنان قول صحابه يا تابعى را جزو سنّت نمىدانند، يا معتقدند سنّت غيرمعتبر است.
٢. سنّت قول، فعل و تقرير معصوم را دربر مىگيرد. اين ديدگاه از سوى عموم يا همهی محدثان شيعه ارایه شده است؛ گرچه برخى از آنان در كنار عنوان پیامبر، از عنوان امام استفاده كردهاند (شیخ بهایی، ١٤٠١، ص٨٨)؛ امّا بهخاطر عدم شمول لفظ امام نسبت به فاطمه(سلاماللهعلیها) عموماً از اصطلاح «معصوم» استفاده كردهاند. (قمی، بیتا، ص٤٠٩) ؛ (صدر، بیتا، ص)٨٥ ؛ (مظفر، ١٤٠٥، ج٢، ص٥٧.)؛ بهعنوان مثال؛ «مامقانى» پس از نقل عبارت «ابنحجر»