حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٤٥ - کتابشناسی توصیفی «تنزیهالانبیاء و الائمة (علیهمالسلام)»
یكى از مباحث مهم قرنهاى نخستین اسلامى، مسألهی عصمت پیامبران الهى و ائمهی معصومین(علیهمالسلام) بوده است. علمای دربارى براى توجیه حكومت ستمگران و افراد لاابالى و فاسد بر جوامع اسلامى و محکم کردن پایههای آن، مسأله گناهان و اشتباهات پیامبران الهى را مطرح مىكردند تا به این وسیله، سرپوشى بر گناهان و اشتباهات دولت مردان خود بگذارند.[٢٢] عالمان درباری، پس از زیرسؤال بردن عصمت پیامبران، عصمت امامان را هم نادیده گرفتند و ائمه(علیهمالسلام) را هم به خطا و اشتباه متهم کردند تا مقام والای ایشان را در ردیف مقامهای ساختگی خود قرار داده، موضع آن بزرگان را در برابر حکومت تضعیف نمایند. دقّت در روایات دربارهی انبیای الهی در جوامع حدیثی اهل سنّت گویای همین مطلب است.[٢٣]
آرى، اینجا بود كه علماى شیعه به پیروى از ائمه معصومین(علیهمالسلام) به میدان آمدند و با تألیفات و استدلالهاى محكم خویش راه استدلال را بر همه مخالفان بستند. سیّد مرتضى با نگارش این كتاب به بسیاری از شبهاتى كه دربارهی پیامبران الهى و ائمه
[٢٢]. از جمله میتوان به زُهری، از علما و محدثان بزرگ اهل سنّت در قرن اوّل اشاره کرد. وی به «مندیل الامراء» (دستمال حکام) معروف است.
[٢٣]. برای اطلاع از این دسته از روایات، میتوان به این منابع مراجعه نمود: (صحیح بخاری، ١ / ٧٢ و ١٥٧ ـ ٥/ ٤٨ ـ ٦/ ٣٣ ـ ٧/ ١٥٧ و ١٦٦ ـ ٨/ ٢٠٢ و ١٧٤)؛ (صحیح مسلم ٧/١٧٤ و ٣/٢١.)