حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٩٧ - نقش خانوادهی حديث در فهم متون نهج البلاغه
شادمانى دلش، چيزى است كه پايدار است و پرهيزش، از چيزى كه نمىپايد. دانش را به بردبارى آميخته است و گفتار را با كردار. (نهج البلاغه، خ١٩٣.)
ايشان همچنين در پاسخ به شخصي كه از معناي خير سؤال كرد، تلويحاً ضرورت پيوستگي علم و حلم را بيان داشته و فرمودند:
«وَ سُئِلَ عَنِ الْخَيْرِ مَا هُوَ فَقَالَ... وَ لَكِنَّ الْخَيْرَ أَنْ يَكْثُرَ عِلْمُكَ وَ أَنْ يَعْظُمَ حِلْمُك»؛ هنگامى كه از او پرسيدند كه خير چيست؟ چنين فرمود: ... بلكه خير آن است كه علمت افزون و بردباريت بسيار باشد. (همان، حكمت٩٤.)
امّا در احاديث بخش دوم، اين مسأله با تعابيري صريح بيان شده است؛ مثلاً در روايتي، بردباري شرط دانش معرفي شده است: «لا علم لمن لا حلم له» كسي كه حلم ندارد، بهرهاي از علم نيز ندارد. (غرر الحكم، ح٦٤٣١.)
و يا ثمرهی دانش، منوط به حلمورزي دانسته شده است:
«لن يُثمِرَ العلم حتي يُقارنهُ الحلم»؛ دانش ثمري نميدهد تا اين كه حلم و بردبارى همراه آن شود. (همان، ح٧٤١١.)
همچنين در حديثي از امام باقر(علیهالسلام) از پيوستگي علم و حلم با تعبیر«اختلاط و آميزش» ياد شده است:
«ما شيب شيءٌ بشيءٍ أحسن مِن حلمٍ بعلمٍ»؛ هرگز دو چيز با هم آميخته نشدند كه بهتر از آميخته شدن دانش و بردباري باشد. (الارشاد، ج٢، ص١٦٧.)
وظيفه حليم
يكي ديگر از موضوعاتي كه در روايات حلم بدان اشاره شده، مسئوليت و وظيفهاي است كه بر دوش انسان بردبار قرار دارد. در اينباره برخلاف بخش اوّل، وظايف متعددي در بخش دوم براي انسان بردبار تعريف شده است؛ وظايفي نظير:
١. عفو و گذشت: «ليسَ الحليمُ مَن عَجزَ فهجمَ وإذا قدر انتقمَ إنما الحليمُ مَن إذا قدر عفَا»؛