حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٩٨ - نقش خانوادهی حديث در فهم متون نهج البلاغه
٣.
٤. بردبار نيست كسى كه چون عاجز باشد خاموش شود و هرگاه توانا گردد، انتقام كشد، بلكه بردبار كسى است كه هرگاه توانا باشد درگذرد. (غرر الحكم، ح٦٤٣٧.)
٢. تواضع: «أَوْحَى اللَّهُ إِلَى عِيسَى أن كُنْ لِلنَّاس فِي الْحِلْم كَالْأَرْضِ تَحْتَهُمْ وَ فِي السَّخَاءِ كَالْمَاءِ الْجَارِي»؛ خداوند متعال به عيسي(علیهالسلام) وحي نمود كه براي مردم در بردباري، همچون زمين زير پايشان باش و در سخاوت چونان آب جاري. (تنبيه الخواطر، ج١، ص٨١.)
٣. صبر و گذشت: «إنمَا الحَليمُ مَن إذَا أوذيَ صَبرَ وَ إذا ظُلمَ غفرَ»؛ بهدرستى كه بردبار كسى است كه هرگاه ايذاء شود، صبر كند و هرگاه مورد ستم واقع شود ببخشايد. (غرر الحكم، ح٦٤٠٨.)
اصل و ريشه حلم
برخي مفاهيم و صفات اخلاقي به دليل خصوصيّت و قابليتي كه دارند، سرچشمهی ديگر صفات قرار گرفته و در واقع بين صفات ديگر ريشه دواندهاند. طبق روايات موجود، صفت حلم نيز جزو آن دسته از مفاهيمي است كه داراي اصل و ريشه است. عناصري كه از آنها در نهج البلاغه بهعنوان ريشهی حلم ياد شده است؛ عبارت است از «بلند همتي»: «الْحِلْمُ وَ الْأَنَاةُ تَوْأَمَانِ يُنْتِجُهُمَا عُلُوُّ الْهِمَّة»؛ بردبارى و درنگ دو فرزند دو قلويند كه همت بلند آنها را مىزايد. (نهج البلاغه، حكمت٤٦٠.) و «عدالت»: «وَ الْعَدْلُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى غَائِصِ الْفَهْمِ وَ غَوْرِ الْعِلْمِ وَ زُهْرَةِ الْحُكْمِ وَ رَسَاخَةِ الْحِلْم»؛ عدالت را چهار شعبه است: فهمى كه به عمق چيزها رسد و علمى كه حقايق را دريابد و داورى كردنى نيكو و راسخ بودن در بردبارى. (همان، حكمت٣١.)
امّا در بخش دوم، اصول ديگري براي حلم ذكر شده است؛ عناصري چون:
١. عقل: «بوفورِ العقلِ يتوّفر الحلم»؛ با بیشتر شدن عقل، بردباري نيز بسیار ميشود. (غرر الحكم، ح٤٢٧٤.)
٢. علم: «عَليكَ بِالحلمِ فَإنّه ثَمرةُ العلمِ»؛ بر تو باد به بردباري كه آن، ثمره دانش است.