حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٣٤ - مفهوم و جایگاه سنّت، ازنگاه اسلام و مسیحیّت
مدافعان این نگرش معتقدند هر کسی میتواند با توجّه به راهنمایی روح القدس به تفسیر کتاب مقدّس آنگونه که میپسندد، بپردازد. از دیدگاه شخصی افراطی چون"سباستین فرانک" کتاب مقدّس، کتابی است که هفتبار مهر و موم شده و هیچکس نمیتواند بدون استفاده از کلید داود که تجلّی روح القدس است، آن را بگشاید. (آلیستر مک گراث، ١٣٨٢، ص٣١٠.)
مقصود از تجلّی روح القدس همان الهام الهی است که از نظر متالهان مسیحی، همهی مردم از آن بهره دارند. پس چنان نیست که فقط رسولان یا اصحاب کلیسا منحصراً از فیض روح القدس برای تفسیر کتاب مقدّس برخوردار باشند تا تنها دعاوی و تفاسیر آنها حجّت باشد. مدافعان نهضت اصلاحگرایی بنیادستیز براساس همین مبانی، آیین تعمید اطفال را که در عهد جدید هیچ اشاره دقیق و صریحی به آن نشده و نیز آموزههایی همچون تثلیث و الوهیّت مسیحی را که از زیربنایی کافی در کتاب مقدّس برخوردار نبود، انکار کردند. مدافعان این دیدگاه، افزون بر آموزهها و اعمال ارایه شده از متالهان متأخر مسیحی، تمام تفاسیر نقل شده از آباء و متالهان نخستین مسیحی را انکار کردند. در سال ١٥٣٠ "سباستین فرانک" چنین نوشت:
«به مدد الهی دریافتم که حتّی یکی از این احمقان ـ آمبروز، آگوستین، جروم، گریگوری ـ خدا نشناخته و خدا هیچیک را برای تعلیم نفرستاده است و همگی اینها رسولان ضدّ مسیح بودند.» (همان، ص٣١٢.)
چنانکه دیدیم در تعریف سنّت مسیحی، کلیسا بهعنوان مفسّرکتاب مقدّس یا بازگو کننده اعمال و آموزههای مسکوت گذاشته شده در کتاب مقدّس، شایستگی تام دارد و بر همین اساس در بررسی عوامل شکلگیری سنّت مسیحی، نقش کلیسا در این دو حوزه و تثبیت آموزههایی همچون الوهیّت مسیح یا اعمالی نظیر غسل تعمید را بیان گردید. پیداست که بر اساس دیدگاه نهضت اصلاحگرایی بنیادستیز جایی برای سنّت باقی نمیماند. بدین جهت در تحلیل این دیدگاه گفته میشود که آنان عملاً به نظریهی «تک منبعی» رأی دادهاند. پیداست که لوازم این نگرش آن است که کتاب مقدّس از هر جهت جامع است و چیزی در آن مسکوت گذاشته نشده تا نیازمند آرا و آموزههای کلیسا باشد.
این دیدگاه را در اسلام میتوان به دیدگاه "قرآنیون" شبیه دانست که بهخاطر تأخیر در