حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٦٤ - کتابشناسی توصیفی «تنزیهالانبیاء و الائمة (علیهمالسلام)»
استفاده از روایات در تأیید مطلب و جواب از اشکال، بیشتر از بخش پیشین (تنزیه انبیا) به چشم میخورد. سیّد مرتضی حدود ٢٠ مرتبه از حدیث استفاده کرده که فقط در سه مورد، این روایات منقول، حاویِ اشکال به ائمه(علیهمالسلام) است.[٣٦]
بیان روایات از طریق عامّه(اهل سنّت) از دیگر نوآوریهای مؤلّف کتاب است؛ گاهی اینگونه روایات را در جواب از شبههای ذکر میکند و گاهی نیز شبههای از آن نشأت گرفته که ذکر و جواب از آن ضروری میباشد. در نقد این دسته احادیث، از «نقد سندی» طبق مبانی رجالی اهل سنّت بهره گرفته است.[٣٧]
جمع بین مناقشات سندی و دلالی
[٣٦]. این سه روایت که قصد ایراد به حضرت امیرالمؤمنین(علیهالسلام) را دارند، عبارتند از: «قال كنت إذا حدثنی أحد عن رسول الله(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) بحدیث استحلفته بالله ... ـ ... فإنما الحرب خدعة ـ أن أمیرالمؤمنین(علیهالسلام) خطب بنت أبی جهل بن هشام فی حیاة الرسول... !» که سیّد مرتضی از طرق مختلف (سندی و دلالی) به جواب پرداخته است.
[٣٧]. سیّد مرتضی در فصل «تنزیه امیرالمؤمنین(علیهالسلام)» در حدود ١٠ عدد، در صدد پاسخگویی به اشکالات «نظّام» است: «فإن قیل: فما الوجه فیما عابه النظّام... .».