حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٩ - مفهوم و جایگاه سنّت، ازنگاه اسلام و مسیحیّت
مفهوم لغوی سنّت اسلامی
"سنّت" در لغت به معناى سيره، شيوه و روش است. (ابن منظور، ١٤٠٥، ج٦، ص٣٩٩.) گرچه بعضى مانند «خطابى» و «ازهرى» آن را مختص به شيوهی صحيح دانستهاند (زبیدی، بیتا، ج٩، ص٢٤٤) ؛ (حکیم، ١٣٩٠، ص١٢١.)؛ امّا از نظر عموم واژه شناسان، اين كلمه مىتواند شامل شيوهی صحيح و ناصحيح و خوب و بد شود. (ابن منظور، ١٤٠٥، ج٦، ص٣٩٩) ؛ (زبیدی، بیتا، ج٩، ص٢٤٤.) چنانكه در روايتى از پيامبر اکرم آمده است: « مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَه أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ مَنْ سَنَّ سُنَّةً سَيِّئَةً كَانَ عَلَيْهِ وِزْرُهَا وَ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا.»؛ كسی که سنّت نيكي را بنيان نهد براي اوست پاداش آن و پاداش كسی که به آن سنّت تا روز قيامت عمل كند. و كسی که سنّت بدي را بنيان گذارد، گناه آن و كسی كه به آن عمل كند، بر دوش او خواهد بود. (مجلسی، ١٤١٣، ج٧١، ص٢٠٤.)
«كسايى» سنّت را به معناى دوام دانسته است. وقتى گفته مىشود: «سننت الماء»؛ يعنى، پى در پى آن را ريخته است. چنانكه به سنّت، شيوه عادت شده نيز گفته شده است. (به نقل از حکیم،١٣٩٠، ص١٢) ؛ (جرجانی،: ١٣٠٦، ص٥٤.)
اين واژه ١٦ بار به صورت مفرد و جمع (= سنن) در قرآن تكرار شده است. در بيشتر آيات، سنّت به خداوند نسبت داده شده است نظير: «سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلاً.» دربارهی كسانيكه پیشتر بودهاند (همين) سنّت خدا (جاري) است و در سنّت خدا هرگز تغييري نخواهي يافت.» (سوره احزاب، آیه٦٢.) در مواردى نيز به گذشتگان و امتهاى پيشين نسبت داده شده است؛ نظير: «وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ.» (سوره نساء، آیه٢٦.) «فَقَدْ مَضَتْ سنّت الْاوّلينَ.» (سوره انفال، آیه٣٨.) چنانكه از ظاهر آيات، آشکار است، واژهی «سنّت» در آنها به معناى سيره و شيوهی خداوند با پيشينيان ارایه شده است. به نظر مىرسد در مفهوم لغوى اين واژه، دو عنصر معنايى دخالت دارد:
١. راه بدين جهت راغب سنّت الهى را به معناى راه حكمت و اطاعت الهى معنا كرده است. (راغب اصفهانی، ١٣٦٢، ص٢٤٥.)