حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٨ - مفهوم و جایگاه سنّت، ازنگاه اسلام و مسیحیّت
گذاشته شده است. در این مقاله ضمن مقارنه این دو نگرش، نگرهی مسیحیّت دربارهی کارکرد سنّت از جهاتی نقد شده است.
واژگان کلیدی: قرآن، کتاب مقدّس، سنّت، قول، فعل، تقریر معصوم، تفسیر، نوگستری، کتاب مقدّس، آباء مقدّس، اعتقادنامه، نهضت اصلاحگرایان اقتدارگرا، نهضت اصلاحگرایان بنیاد ستیز.
مقدمه
یکی از بحثهایی که در الهیّات اسلامی و مسیحی به صورت مشترک، توجّه شده است، مفهوم، جایگاه و کارکرد سنّت است؛ زیرا در هر دو دین، قرآن یا کتاب مقدّس بهعنوان کتاب آسمانی و متنی که از رهگذر وحی (= قرآن) یا الهام (=کتاب مقدّس) پیامها و آموزههای خداوند را به انسانها ابلاغ کرده و به رسمیّت شناخته شده است؛ امّا با این حال، میان اندیشوران هر دو دین، از این جهت همصدایی وجود دارد که معتقدند از آن جهت که کتاب آسمانی نیازمند تفسیر و ابهامزدایی است، یا از آن جهت که کتاب آسمانی بیان پارهای از مسایل و آموزههای دینی را مسکوت گذاشته، نیاز به سنّت به عنوان
مفسّر کتاب آسمانی، یا منبعی مستقل در ارایهی آموزههای دینی نوین، اجتنابناپذیر است؛ امّا با این حال، مفهوم، کارکرد و گسترهی سنّت در مسیحیّت با آنچه در اسلام از سنّت تعریف شده، تفاوتهای ماهوی و اساسی دارد. مقصود از سنّت در اسلام گفتار یا رفتار معصوم است که در زمانی خاص، به منصهی ظهور رسید؛ امّا متالهان مسیحی مقصود از سنّت را، آموزهها و اعمال کلیسا در طول دوران از آغاز تاکنون میدانند.
نگارنده در این مقاله، نخست به بررسی مفهوم، کارکرد و جایگاه سنّت از نگاه اندیشوران مسلمان و متالهان مسیحی به طور جداگانه میپردازد و در پایان به هدف مقارنه و تطبیق، شباهتها و تفاوتهای این دو نگرش را بیان کرده و نشان میدهد که کارکرد سنّت در مسیحیّت اشکالات بسیاری دارد.