حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٢٨ - مفهوم و جایگاه سنّت، ازنگاه اسلام و مسیحیّت
دربارهی هریک از آنها شوراهای جمعی تشکیل شد و کلیسا با نظر اکثریّت و ترجیح یکی از دیدگاه، آن نگرش را به عنوان معتقدات و مواد ایمان مسیحی اعلام کرد. بدین ترتیب، کلیسا بهعنوان سنّت مسیحی، منبعی برای فهم و تفسیر کتاب مقدّس در طول تاریخ نقشآفرینی کرده است.
عموم متالهان مسیحی، از آن جهت از کلیسا بهعنوان سنّت مسیحی و مفسّر کتاب مقدّس حمایت میکردند که معتقد بودند اگر مقامی رسمی برای تفسیر کتاب مقدّس و ارایهی دیدگاه نهایی وجود نداشته باشد، دین به هرجومرج تبدیل میگردد. حتّی "مارتین لوتر" بهعنوان پرچمدار اصلاح مسیحی که از او بهعنوان تضعیف کننده جایگاه کلیسای سنّتی یاد میشود، بر این اعتقاد پای فشرده است. او میگوید:
«بدین ترتیب، کتاب به دست هر عامیِ از راه رسیده افتاد که خیال میکند آن را بهتر از هرکس میفهمد و قانون و ضابطه کلی، قربانی این و آن شده و کاملاً در اختیار عوام.» (آلیستر مک گراث، ١٣٨٢، ص٣١٣.)
٣. سکوت کتاب مقدّس از تبیین برخی از آموزهها یا اعمال مسیحی
در قرن چهاردهم و پانزدهم، برداشتی از سنّت مطرح شد که «سنّت» منبعی متمایز در باب مکاشفه بود که علاوه بر کتاب مقدّس تلقی میشد. چنین استدلال میشد که کتاب مقدّس دربارهی شماری از موضوعات ساکت است؛ امّا خداوند به مشیّت خود منبع ثانوی در باب مکاشفه را ترتیب داده تا این نقیصه را جبران کند و این همان سنّت نامکتوب است که ریشهی آن به خود رسولان برمیگردد. این سنّت از نسلی به نسلی دیگر در کلیسا انتقال یافته است.
شورای ترنت، مقرّر کرد که نمیتوان کتاب مقدّس را تنها منبع مکاشفه دانست. از اینرو کتاب مقدّس و سنّت را به یکسان الهام یافته از روح القدس دانست.
«این حقیقت و انضباط در متون مکتوب مندرج است و نیز در سنّت نامکتوب رسولان که آن را از لبان خود عیسی مسیح شنیده یا خودشان به املای روح القدس گفتهاند،