حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٢٦ - مفهوم و جایگاه سنّت، ازنگاه اسلام و مسیحیّت
اسکندرانی اناجیل چهارگانه، اعمال رسولان، چهارده رساله پولس (رساله به عبرانیان که به پولس نسبت داده میشد) و کتاب مکاشفه را پذیرفته بود. ترتولیان (حدود ١٦٠ ـ ٢٢٥) اعلام کرده بود که «آثار انجیلی و رسولان» همانند کتاب شریعت و پیامبران است و هر دو در کلیسا دارای اعتبار است. توافق بر سر فهرست کتابهای الهام شده و ترتیب آن به تدریج حاصل شد. در سال ٣٦٧، آتاناسیوس (حدود ٣٩٦ ـ حدود ٣٧٣) فهرست سیونهگانه خود را منتشر کرد و در آن، بیستوهفت کتاب از عهد جدید را قانونی اعلام کرد و این همان چیزی است که در این زمان نیز معروف است.» (مک گراث،١٣٨٢، ص٤٤.)
از آنچه دربارهی روند شکلگیری «عهد جدید» و اختلافات بر سر بخشهایی از آن یا نوع چینش آن آورده شد، بهدست میآید که نخستین عرصهای که کلیسا نقش خود را بهعنوان سنّت مقدّس و قابل احترام بازی کرده، تعیین حدود و ثغور کتاب مقدّس و حذف بخشهای اختلافی و نیز شکل دادن آن به شکل کنونی بوده است که از سال ١٠٠ میلادی تا سال ٣٢٣ میلادی؛ یعنی، طی حدود ٢٥٠ سال دنبال شد. و در این زمان، مسیحیان تصمیمگیری آباء مقدّس و کلیسای نخستین دربارهی حدود، ثغور و چینش عهد جدید را بهعنوان امری الهی قلمداد کرده که جای هیچگونه تشکیک و تردید در آن نیست.
٢. پیدایش اختلاف بر سر فهم و تفسیر کتاب مقدّس
دومین عرصه اختلاف در تاریخ مسیحیّت، اختلاف بر سر نوع فهم و تفسیر بخشهایی از کتاب مقدّس بود که گاه بهسبب گستردگی اختلاف، تمام جهان مسیحیّت را تحت تأثیر قرار میداد. سنّت و نگرش کلیسا برای خاتمه دادن به این دست از اختلافات و بیان دیدگاه نهایی، الهیّات مسیحی در این بخش از اختلافها بیش از هر چیز دیگر خودنمایی کرد. نخستین اختلاف بر سر ماهیّت و هویت حضرت مسیح(علیهالسلام) بود. «آیین گنوسی» یا «غَنوصیان» (ناستیکها) انسان بودن عیسی را انکار کرده و وی را فرشتهای میدانستند که معرفت اسرارآمیزی از خدا برای بشر آورده است. همچنین گروهی دیگر به نام «دوکتسیتها» (ظاهرگرایان) معتقد بودند که عیسی فاقد جسم بشری بود. از این رو بر صلیب نمرد؛ بلکه وی فقط از نظر ظاهر به شکل انسانی در آمده بود. (توماس میشل،