حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٢٥ - مفهوم و جایگاه سنّت، ازنگاه اسلام و مسیحیّت
زمینههای پیدایش پدیده سنّت در میان مسیحیّت
با در نگریستن در تاریخ تحولات و مناقشات در میان متکلمان و متالهان مسیحی میتوان به این نتیجه رهنمون شد که چهار عامل اساسی در پیدایش سنّت مسیحی تأثیر مستقیم داشته است که عبارتند از:
١. پیدایش اختلافات گاه دامنهدار در حدود و ثغور کتاب مقدّس؛
٢. پیدایش اختلاف در فهم و تفسیر کتاب مقدّس؛
٣. سکوت کتاب مقدّس از تبیین برخی از آموزهها و اعمال مسیحی؛
٤. لزوم تنظیم اعتقادنامهها و مناسک خاص جهت سامان دادن و تقویت جامعه مسیحی.
بررسی عوامل اساسی پیدایش سنّت مسیحی
١. پیدایش اختلاف در حدود و ثغور کتاب مقدّس
نخستین نشانههای اختلاف در دوره آباء؛ یعنی، از سدهی١٠٠ میلادی که زمان خاتمه یافتن نگارش نوشتههای عهد جدید است، تا آخرین شورای نهایی کالسدون در سال ٤٥١ میلادی دربارهی حدود و ثغور کتاب مقدّس بوده است. "مک گراث" این اختلاف را این چنین گزارش کرده است:
«از دیدگاه نویسندگان عهد جدید، اصطلاح «کتاب مقدّس» اصولاً بهمعنای نوشتهای از عهد عتیق بود؛ امّا پس از گذشت مدّت کوتاهی نویسندگان اوّلیه مسیحی (مانند: ژوستین شهید، حدود ١٠٠ ـ ١٦٥) به عهد جدیدی اشاره کردند که قابل مقایسه با «عهد عتیق» بود و بر این نکته تأکید داشتند که هر دو، اعتبار یکسانی دارند. در دوران ایر نئوس (حدود ١٣٠ ـ ٢٠٠) در مجموع اناجیل چهارگانه پذیرفته شده بود. در پایان قرن دوم، نوعی اجماع در اناجیل، اعمال رسولان، نامهها و جایگاه کتاب مقدّس الهام شده وجود داشت. به همین سبب، کلمنت