حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٩ - مفهوم و جایگاه سنّت، ازنگاه اسلام و مسیحیّت
همهی آموزشها و اعمال کلیسایی باشد، نه اینکه صرفاً متن مکتوب کتاب مقدّس را در برگیرد؛ بلکه در این معنا شامل همهی عقاید و اعمال کلیسا از آغاز پیدایش مسیحیّت تاکنون میشود.
٣. با این همه، سنّت معنای محدودتری نیز دارد؛ بهخصوص هنگامی که به شکل اسم جمع (سنن) بهکار میرود و غالباً دلالت بر یک عقیده یا آیین خاص میکند که دربارهی آن نمیتوان داشتن ادعای منشأ الهی کرد. (گروهی از نویسندگان، ١٣٧٩، ص٤٣ و ٤٤.)
در میان سه مفهوم پیشگفته، پیداست که مفهوم سوم از محل بحث خارج است؛ زیرا وقتی عقیده یا آیینی فاقد منشأ الهی باشد، معنا ندارد از آن بهعنوان حقیقت یا منبعی در کنار کتاب مقدّس ـ چنانکه مسیحیان دربارهی سنّت اصطلاحی مورد نظر خود قایل هستند ـ یاد شود.
مفهوم نخست پیشگفته نیز گرچه تحلیل واقع بینانهای از کارکرد سنّت به شمار میآید، در عین حال مشابه مفهوم عام سنّت در اصطلاح اسلامی است؛ زیرا مسلمانان نیز گاه از مجموع آموزههای انعکاس یافته در قرآن و سنّت نبوی و ولوی با عنوان «سنّت دینی» یاد میکنند؛ امّا با این حال فراتر از مفهوم اصطلاحی، سنّت مسیحی میباشد. چه، در سنّت اصطلاحی مورد نظر مسیحیّت میبایست از سنّتی به میان آید که از آن در کنار کتاب مقدّس یاد میشود، اعم از آن که در طول یا عرض کتاب مقدّس باشد. بنابراین از میان سه مفهوم پیشگفته تنها کارکرد دوم، به معنای مفهوم اصطلاحی سنّت قابل پذیرش است. بر اساس این مفهوم، سنّت اصطلاحی عبارت است از «همه آموزشها و اعمال کلیسا از پیدایش مسیحیّت تا کنون.»
آنچه که "آلیستر مک گراث"دربارهی مفهوم سنّت؛ بلکه دلایل پیدایش این پدیده آورده است، تا حدّ بسیار مفهوم اصطلاحی پیشگفته را تأیید میکند، وی مینویسد:
«در قرون وسطی، بسیاری از متاهلان معتقد بودند که کتاب مقدّس، منبع کامل آموزههای مسیحیّت است. به عبارت دیگر، هر امرحیاتی برای ایمان مسیحی در کتاب مقدّس وجود دارد و هیچ نیازی نیست که در موضوعات مربوط به الهیّات مسیحی به فراتر از کتاب مقدّس بنگریم... . در پایان قرون وسطی مفهوم «سنّت» دارای اهمیّت اساسی در تفسیر کتاب مقدّس و