حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٦٥ - کتابشناسی توصیفی «تنزیهالانبیاء و الائمة (علیهمالسلام)»
سیّد مرتضی؛ گاهی از جمع بین مناقشات سندی و دلالی بهره میگیرد و فقط به یکی از آن دو بسنده نمیکند؛ بهعنوان مثال، هنگام نقل روایت « أن امیرالمؤمنین(علیهالسلام) قال: كنت إذا حدثنی أحد عن رسول الله ص بحدیث استحلفته بالله أنه سمعه عن رسول الله ص فإن حلف صدقته و إلا فلا.» هم به نقد دلالی روایت پرداخته و هم از نقد سندی آن استفاده میکند. وی مینویسد: «هذا خبر ضعیف مطعون مدفوع على إسناده.» (تنزیه الانبیاء، ص١٥٣.)
سپس برای روشن شدن مطلب، چهار طریق برای این روایت ذکر کرده و به جرح برخی روات هر کدام از طرق مذکور، طبق دیدگاه رجالی اهل سنّت میپردازد.[٣٨] در ادامه روایت معروف «أن أمیر المؤمنین(علیهالسلام) لم یرو عن أحد قط حرفا غیرالنبی(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) را معارض با دلالت روایت فوق اعلام داشته و آن را مردود
[٣٨]. اگر چه سیّدمرتضی کتابی جداگانه در توثیق و تضعیف روات و سنجش سند روایات تألیف نکرده، امّا در اثناء کتبش خود (و در کتاب حاضر) به برخی اصطلاحات و مبانی رجالی از ایشان بر میخوریم: نکته اول: پس از ذکر روایتی در رابطه با آیه « و جعلا له شرکاء» میگوید: «فإن هذا الخبر یرویه قتادة عن الحسن عن سمرة و هو منقطع لأن الحسن لم یسمع من سمرة شیئا فی قول البغدادیین» (ص١٦) سؤالی که مطرح می شود این است: این «بغدادیین» که سیّد نام آنها را برده، چه کسانیاند؟ آراء رجالیشان چیست؟ کتبشان کدام است؟ (در رجال به این مبحث تاکنون پرداخته نشده است) نکته دوم: پس از ذکر روایت منسوب به پیامبر اسلام «سترون ربکم کما ترون القمر لیلة البدر» اینگونه جواب میدهد: «أما هذا الخبر فمطعون علیه، مقدوح فی راویه؛ فإن راویه قیس بن أبی حازم و قد كان خولط فی آخر عمره مع استمراره على روایة الأخبار. و هذا قدح لا شبهة فیه؛ لأن كل خبر مروی عنه لا یعلم تاریخه، یجب أن یكون مما سمع منه فی حال الاختلال و هذه طریقة فی قبول الأخبار و ردها ینبغی أن یكون أصلا و معتبرة فیمن علم منه الجرح و لم یعلم تاریخ ما نقل عنه على أن قیسا مطعونا فیه من وجه آخر و هو أنه كان مشهورا بالنصب و المعاداة لأمیر المؤمنین(علیهالسلام).» (ص١٢٨.) المناهج الروائیة عند شریف المرتضی؛ وسام الخطاوی، ص٢٧٥.