حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٢ - مفهوم و جایگاه سنّت، ازنگاه اسلام و مسیحیّت
چنين آورده است: «و تعبيره بالنبى مبنّي علي مذهبه و امّا على مذهبنا فيعمّ ما امر به و نهى عنه و بيّنه اهل بيته المعصومون.» (مامقانی، ١٤١، ج١، ص٦٩)؛ انحصار سنّت بر پيامبر بنابر مذهب ابنحجر است؛ امّا بر مذهب ما سنّت، امر و نهى پيامبر و امامان معصوم را در بر مىگيرد.
ايشان معتقد است، بهترين تعريف سنّت اين است: «قول من لايجوز عليه الكذب و الخطأ و فعله و تقريره غير قرآن و غير عادى.»؛ سنّت قول، فعل و تقرير كسى است كه كذب و خطا در او راه ندارد، با اين شرط كه قرآن نباشد و جزو امور عادى به حساب نيايد. (همان.)
قيد "غير قرآن" براى جدا ساختن "حديث قدسى" از قرآن، افزوده شده و قيد "غيرعادى،" ناظر به اختلاف دوم پيشگفته است. آوردن عبارت: «من لايجوز عليه الكذب و الخطأ» تعريفى از معصوم است که بيانگر حكمت اين توسعه در مفهوم سنّت نيز است؛ به عبارت ديگر، از آنجا كه در روح معنایى اصطلاح سنّت، پيروى و تأسى مطمحنظر است، از اينرو، عصمت آنكه سنّت به او نسبت داده شده، ضرورى است .
در تعريف محقّق قمى نيز چنين آمده است: «هى قول المعصوم او فعله او تقريره الغير العاديات.» (قمی، بیتا، ص ٤٠٩.) سنّت، عبارت است از قول يا فعل يا تقرير غير عادى معصوم... .
٣. سنّت قول، فعل و تقرير صحابه و احياناً تابعان را در بر مىگيرد؛ عموم صاحبنظران و محدثان اهل سنّت بر اين رأىاند. ابنحجر عسقلانى معتقد است، بر اساس نظر اكثر عالمان اهل سنّت، سخن صحابى جزو سنّت است. (عسقلانی، ١٤١٣، ج٩، ص٢٥٨.) حاكم نيشابورى پس از نقل سخن ابنعباس كه گفته است: «نماز ميّت جهرى است»، چنين افزوده است: «و قد أجمعوا على قول الصحابى سنة حديث مسند.» علما اجماع كردهاند كه گفتار صحابه سنّت و حديث مسند است. (به نقل از همان.)
صريحترين سخن در اينباره، گفتار"شاطبى"(م ٧٩٠) است، او در اينباره چنين آورده است: «و يطلق ايضاً لفظ السّنه على ما عمل عليه الصحابة، وجد ذلك فى الكتاب اَوْ السّنه اوّلم يوجد، لكونه اتباعاً لسّنه ثبتت عندهم لم تنقل الينا، او اجتهاداً عليه منهم او