حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١١٤ - بررسی اصل رجالی «وثاقت رجال کتاب نوادر الحکمه»
است كه او برای جدا كردن روایات غیر قابل اعتماد به سراغ روات آن رفت و این عملكرد نشان میدهد كه او سایر روات را حداقل مدح میكند؛ لذا باقیمانده احادیث این كتاب میشود، «حسن كالصحیح.»
اكنون تفصیلی دیگر در پاسخ به این اشكال ارایه میكنیم: ابو العباس بن نوح سیرافی كه استاد نجّاشی بوده است استثنای این گروه را كاری درست دانسته؛ امّا در استثنای محمّد بن عیسی بن عبید اشكال كرده و او را ظاهر العداله و ثقه میداند. )رجال النجّاشي، ج٢، ص٢٤٤، ش٩٤٠.( حال اگر بگوییم كه مدلول استثنا، توثیق مابقی نیست؛ بلكه اطمینان به سایر روایات است، آنگاه در تفسیر سخن ابننوح نسبت به استثنای محمّد بن عیسی در میمانیم؛ ابننوح از این استثنا قدح ابنعیسی را فهمید؛ لذا گفت كه او ظاهر العداله و ثقه است، همچنین عملكرد شیخ طوسی در تضعیف برخی از روات با استناد به سخن ابنولید (نمونه الاستبصار، ج٣، ص٢٦١، ح٩٣٥.) و نیز ظاهر كلام نجّاشی بهعنوان مستند قاعده،[١٠] دلیل بر قاعدهی رجالی بودن این اصل است. بلی، میتوان میان این اشكال و ظهور مستفاد جمع كرد به این شكل كه قدما
[١٠] . محمّد بن احمد بن يحيي ... كان ثقه في الحديث الا ان اصحابنا قالوا: كان يروي عن الضعفاء و يعتمد المراسيل و لا يبالي عمن اخذ و ما عليه في نفسه مطعن في شيء و كان محمّد بن الحسن بن الوليد يستثني من روايه محمّد بن احمد ما رواه عن ... .