الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٠ - احتجاج امام حسن عليه السّلام در حضور معاويه با جماعتى كه منكر فضل او و پدر بزرگوارش عليه السّلام بودند
پس اى گروهى كه عليه من متّحد شدهايد خوب گوش دهيد ، و هيچ حقّى را كه بدان واقفيد بر من كتمان نكنيد ، و هيچ باطلى كه از زبانم جارى شد تصديق نكنيد ، و به تو آغاز مىكنم اى معاويه ، و البتّه كمتر از آنچه لايق توست خواهم گفت .
شما را بخدا سوگند آيا هيچ مىدانيد آن مردى كه دشنامش داديد هموست كه با رسول خدا بر دو قبله نماز گزارده و تو خود به چشم خود آن منظره را ديده اى در حالى كه در گمراهى بوده و « لات » و « عزّى » را مىپرستيدى ؟ همان شخصيّتى كه در دو بيعت شركت جسته : بيعت رضوان و بيعت فتح ، و تو اى معاويه در بيعت نخست كافر ، و در بيعت دوم ناكث و عهدشكن بودى ؟
سپس فرمود : شما را بخدا سوگند آيا مىدانيد - آنچه من مىگويم حقّ است - علىّ عليه السّلام در روز بدر با شما روبرو شد در حالى كه رايت و پرچم رسول خدا و أهل ايمان در دست داشت ، و با تو اى معاويه رايت مشركان بود و تو در آن روز مشغول پرستش لات و عزّى بودى ، و جنگ با رسول خدا را فرض و واجب مىپنداشتى ؟ و آن حضرت در روز احد در حالى با شما روبرو شد كه در دستش رايت رسول خدا بود و در دست تو اى معاويه رايت مشركين ؟ و در روز احزاب ( جنگ خندق ) نيز رايت رسول خدا صلَّى الله عليه و آله در دست او بود و