الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٩٣ - احتجاج امام حسين عليه السّلام با معاويه بر سر امامت خود و ذكر قسمتى از مفاخرات و مشاجراتى كه ميان او و معاويه رخ داد
« احتجاج امام حسين عليه السّلام با معاويه بر سر امامت خود » « و ذكر قسمتى از مفاخرات و مشاجراتى كه ميان او و معاويه رخ داد » ١٦٥ - از موسى بن عقبه نقل است كه گفت : به معاويه خبر رسيد كه مردم چشمشان به حسين است ، اگر تو با ترتيب مجلسى او را وادار به ايراد خطابه اى كنى لكنت زبان و حصر او در كلامش بر همه نمايان مىشود .
معاويه گفت : ما يك چنين گمانى به حسن داشتيم ولى نقشهء ما بر آب شده و او روز بروز در ديدهء مردم بزرگتر شد و ما رسوا شديم . ( راوى گويد : ) آنقدر اصرار كردند تا اين را از حسين خواسته و گفت : اى أبا عبد الله چه خوب است كه بر منبر خطبه اى بخوانى .
پس آن حضرت به منبر رفته و پس از حمد و ثناى الهى و صلوات بر پيامبر - در جواب مردى كه گفت : اينكه خطبه مىخواند كيست ؟ - فرمود :
ما حزب و گروه غالب خدا و مقرّبين عترت رسول خدا ، و أهل بيت طيّب و طاهر اوييم ، ما يكى از دو چيز گرانبهايى هستيم كه رسول خدا آن را پس از قرآن به وديعت نهاد ،