الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٨ - احتجاج امام حسن عليه السّلام با معاويه در اينكه پس از پيامبر صلَّى الله عليه و آله چه كسى شايستهء مقام امامت بود
ابن عبّاس به معاويه گفت : خداوند مىفرمايد : « و تعداد قليلى از بندگانم شكرگزارند - سبأ : ١٣ » ، و نيز فرموده : « و تعداد آنها قليل و اندك است - ص : ٢٤ » .
و اى معاويه چرا از من در شگفتى ، از بنى اسرائيل در عجب باش آنگاه كه ساحران به فرعون گفتند : « در حقّ ما هر چه توانى بكن - طه : ٧٢ » ، پس همگى به موسى ايمان آورده و تصديقش كردند ، سپس با ايشان و تمام طرفداران خود از بنى اسرائيل براه افتاد تا اينكه دريا راه را بر ايشان بست ، و در آنجا نيز عجايبى را به ايشان نماياند ، و ايشان همگى تصديقكنندهء موسى و معترف به تورات و دين او بودند ، سپس با عبور از كنار بتانى كه عبادت مىشدند گفتند : « اى موسى براى ما نيز خدايى همچون اينان قرار ده [ موسى گفت : ] اينان مردمى جاهل پيشهاند - اعراف : ١٣٨ » ، سپس همگى جز جناب هارون سرگرم گوساله پرستى شده و گفتند : « اين خداى شما و خداى موسى است - طه : ٨٨ » ، پس از آن موسى عليه السّلام بديشان فرمود : « به زمين مقدّس داخل شويد : مائده : ٢١ » ، و جوابشان همان بود كه حكايتش را خداوند در قرآن فرمود و موسى گفت : « خدايا من جز بر خود و برادرم مالك و فرمانروا نيستم ، ميان ما و اين قوم فاسق نافرمان جدائى انداز - مائده : ٢٥ » .