الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٤١ - احتجاج حضرت علىّ بن محمّد عسكرىّ عليهما السّلام در قسمتى از توحيد و جز آن از علوم مربوط به دين و دنيا بر مخالف و موافق
پس نامه اى بدين مضمون به آن حضرت نگاشت : فقها منكر اين فتوا شده و گفتند : نه آيه اى بدان سخن گفته و نه سنّتى بدان عمل نموده است ، پس براى ما بيان فرما كه چرا ضربت شلَّاق تا حدّ مرگ را براى او واجب ساختى ؟
پس آن حضرت عليه السّلام در نامه اين مطلب را نگاشت كه : بسم الله الرّحمن الرّحيم :
« پس چون عذاب سخت ما را ديدند گفتند : به خداى يگانه ايمان آورديم و بدان چه شرك مىآورديم كافر شديم . پس ايمانشان آنگاه كه عذاب ما را ديدند آنان را سود نبخشيد - غافر : ٤٥ و ٤٤ » .
پس متوكَّل امر كرد آن مجرم نصرانى را آنقدر زدند تا مرد .
٣٣١ - يحيى بن أكثم از عالم أهل بيت امام هادى عليه السّلام پرسيد : در اين آيهء كريمه :
« [ و اگر هر چه درخت در زمين است قلم ، و دريا مركَّب گردد ] و هفت درياى ديگر پس از آن بيفزايندش ، كلمات خدا پايان نيابد - لقمان : ٢٧ » نام آن هفت دريا چيست ؟
حضرت فرمود : آنها عبارتند از : « چشمهء كبريت » و « چشمهء يمن » و « چشمهء برهوت » و « چشمهء طبريّه » و « چشمهء آب گرم ماسيدان » و « چشمهء آب گرم افريقا » و « چشمهء باحروان » ، و مائيم آن كلمات خدا كه [ پايان نپذيريم و ] فضائلمان درك نگردد .