الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٥٤ - احتجاج حضرت رضا عليه السّلام بر أهل كتاب و مجوس و رئيس صابئين ( ١ ) و بر ديگر از أهل شقاق
« پس آن دو را به فريبى [ از آن پايهء بلند ] فرود آورد » ، و آن دو با اطمينان به سوگند او از درخت خوردند ، و اين قضيّه ، قبل از نبوّت آدم اتّفاق افتاد ، و اين گناه هم گناه كبيره نبود كه آدم مستحقّ عذاب جهنّم شود ، بلكه از جمله گناهان صغيره اى بود كه خدا آنها را مىبخشد و اين قبيل گناهان ، بر انبياء نيز - پيش از وقت نبوّتشان - جائز است ، ولى وقتى خداوند او را برگزيد و پيغمبر نمود ، معصوم شد و هيچ گناهى ، چه صغيره و چه كبيره مرتكب نشد ، خداوند خود مىفرمايد : « پس آدم پروردگار خويش را نافرمانى نمود پس راه راست را گم كرد . سپس پروردگارش او را برگزيد و به مهر و بخشايش خويش بر او بازگشت و توبه اش را پذيرفت و او را راه نمود - طه : ١٢٢ و ١٢١ » ، و نيز فرموده :
« همانا خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر جهانيان برگزيد - آل عمران : ٣٤ » .
مؤلَّف كتاب رحمه الله گويد : شايد مراد حضرت رضا عليه السّلام از « گناهان صغيرهء بخشوده شده » ترك مستحبّ و انجام فعل مكروه باشد ، نه كار قبيح كوچك با افزودن به آنچه بزرگتر از آن است ، چرا كه اقتضاى دليل عقل و روايات نقل شده بر اين است . بازگرديم به ادامهء حديث .
سپس مأمون پرسيد : معنى اين آيه چيست : « پس چون آن دو را فرزندى نيك