الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٥٣ - احتجاج حضرت رضا عليه السّلام بر أهل كتاب و مجوس و رئيس صابئين ( ١ ) و بر ديگر از أهل شقاق
٣٠٨ - علىّ بن جهم گويد : روزى به مجلس مأمون رفتم و نزد او حضرت رضا عليه السّلام نيز حضور داشت ، مأمون به آن حضرت گفت : اى زادهء رسول خدا ، مگر عقيدهء شما اين نيست كه تمام پيامبران معصوم هستند ؟ فرمود : آرى .
گفت : پس معنى اين آيه چيست : « پس آدم پروردگار خويش را نافرمانى نمود پس راه راست را گم كرد - طه : ١٢١ » ؟ ! .
امام فرمود : براستى خداوند تبارك و تعالى به آدم عليه السّلام فرمود : « و گفتيم : اى آدم ، با همسر خويش در بهشت بيارام ، و از آن از هر جا كه خواهيد به فراوانى بخوريد و نزديك اين درخت مشويد كه از ستمكاران مىشويد - بقره : ٣٥ » ، و خداوند به آن دو نفرمود : از اين درخت و ساير درختان از اين نوع نخوريد ، آنان نيز به آن درخت نزديك نشدند و تنها پس از وسوسهء شيطان از درخت ديگرى خوردند آنجا كه شيطان گفت :
« خداوند شما را از اين درخت باز نداشت - اعراف : ٢٠ » و تنها شما را از نزديك شدن به غير آن نهى كرده ، و شما را از خوردن آن نهى نكرده است « مگر براى آنكه مبادا دو فرشته شويد يا جاويدان باشيد . و براى آن دو سوگند خورد كه من شما را هر آينه از نيكخواهانم » و آدم و حوّا تا پيش از آن نديده بودند كسى به دروغ سوگند به خدا بخورد ،