الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٨٥ - احتجاج امام باقر عليه السّلام در موضوعاتى مربوط به اصول و فروع
و ميان مدينه و نهاوند بيش از پنجاه روز راه بود .
امام باقر عليه السّلام فرمود : اگر چنين داستانى براى عمر باشد ، چرا نمىشود براى علىّ نيز رخ داده باشد ، ولى چه حاصل كه اينان جماعتى بىانصاف بلكه أهل ستيزهاند [١] ! .
٢١٢ - و از عبد الله بن سليمان نقل است كه گفت : نزد امام باقر عليه السّلام نشسته بودم كه مردى از أهل بصره بنام عثمان اعمى به آن حضرت گفت :
حسن بصرىّ معتقد است افرادى كه علم را كتمان مىكنند بوى گند شكمشان أهل جهنّم را مىآزارد .
فرمود : پس مؤمن آل فرعون هلاك شده ! حال اينكه قرآن او را به كتمان علم ستوده ! از زمان بعثت نوح علم پنهان و مكتوم بوده ، پس حسن بصرى به هر راهى كه خواهد برود ،
[١] بايد توجّه داشت كه اين روش بحث امام عليه السّلام ؛ جدلى است ، يعنى با استفاده از مسلَّميّات طرف ؛ اثبات سخن خود مىفرمايد ، نه تأييد مطالب خصم ، مانند كلام حضرت أمير عليه السّلام در نهج البلاغه آنجا كه به معاويه مىفرمايد مگر شما نمىگوييد قرابت و صحبت با رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ملاك انتخاب خليفه است خب من هم با آن حضرت خويشى دارم و هم از صحابهام . البتّه اين اعتقاد آن حضرت نيست و اين مطلب را ملاك نمىداند ، چرا كه جانشين و خليفهء انبياء ؛ اوصيايى مىباشند كه از طرف خود خداوند معيّن مىگردند .