الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٨٤ - احتجاج امام باقر عليه السّلام در موضوعاتى مربوط به اصول و فروع
مثلًا عمر بن خطَّاب ، اگر نقل شود : عمر در مدينه به منبر خطبه مىخواند كه ناگاه در خلال سخنرانى فرياد زد : اى ساريه ؛ كوه ! . اطرافيان به شگفت آمده و گفتند : اين چه مطلبى در خطبه بود ؟ پس در اتمام خطبه و نماز گفتند : منظورت از مطلب « اى ساريه ، كوه ! » چه بود ؟ ! .
گفت : بدانيد كه من در حال ايراد خطبه بودم ناگاه ديدهام به جايى افتاد كه برادران شما در نهاوند در حال نبرد با كافرانند ، و اميرشان سعد بن ابى وقّاص است ، پس خداوند براى من تمام حجاب و پردهها را گشوده و ديدهام را نيرو داده تا اينكه ايشان را مشاهده نمودم كه همگى در مقابل كوهى در آنجا به صف شدهاند ، ناگاه گروهى از كافران آمدند تا ساريه [١] و ديگران را از پشت محاصره كرده و همه را بكشند ، پس فرياد كنان گفتم : اى ساريه ، كوه ! تا در پشت آن پناه گرفته و مانع محاصرهء آنان شود ، سپس به جنگ پرداخته و در آخر خداوند أهل ايمان را بر كافران چيره ساخت و سرزمينهايشان را براى آنان فتح فرمود . اين ساعت را بخاطر بسپاريد ، كه همين مطالب كه گفتم به شما خواهد رسيد .
[١] مراد سارية بن زنيم الدّئلى است ، و تمام داستان در تاريخ كامل ابن اثير ج ٣ ص ٤٢ ذيل عنوان « فتح فسا و دارابجرد » مذكور است .