الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٤٢ - احتجاج امام سجّاد عليه السّلام در موارد مختلفى از علوم دينى و ذكر يكى از مواعظ نيكو و بليغ آن حضرت
خداوندا بدرستى وصيّت و امامت پس از حسين بن علىّ بن أبى طالب به علىّ فرزند حسين پسر علىّ بن أبى طالب ؛ و فرزند فاطمهء زهرا دخت رسول خدا صلَّى الله عليه و آله مىرسد .
پس محمّد ابن حنفيّه بازگشته و پس از آن معتقد به ولايت آن حضرت شد [١] .
١٨٦ - ثابت بنانى گويد : من همراه گروهى از عبّاد بصره همچون ايّوب سجستانى و صالح مرّى و عتبهء غلام و حبيب فارسى و مالك بن دينار رهسپار حجّ بوديم ، وقتى داخل مكَّه شديم ديدم كه شهر دچار كم آبى است ، و عدم بارندگى موجب تشنگى سختى بر مردم شده ، پس اهالى مكَّه و تمام حجّاج دست بدامن ما گشتند تا بر ايشان نماز باران بخوانيم ، ما نيز داخل حرم شده و پس از طواف خاضعانه و ملتمسانه از خداوند درخواست نموديم
[١] اخبار وارده از جناب محمّد ابن حنفيّه مختلف است ، برخى دلالت بر جلالت قدر او داشته و برخى همچون اين روايت نشان از لغزش وى دارد ولى ممكن است اين منازعه و مخاصمهء او با امام چهارم صورى و ظاهرى و به جهت برخى از مصالح باشد كه مبادا شيعيان ضعيف و ناتوان بگويند محمّد ابن حنفيّه از علىّ بن الحسين بزرگتر و به امامت سزاوارتر است ، و نيز موضوع عقبنشينى او از همراهى با برادرش امام حسين عليه السّلام ممكن است بفرمان خود حضرت و بجهت بعضى از مصالح بوده باشد . امّا ادّعاى مختار و فرقهء كيسانيّه در مهدويّت و غيبت او ظاهراً بدون رضايت او بوده و هيچ اطَّلاعى از آن نداشته ، و در نهايت اينكه نسبت به اولاد ائمّه عليهم السّلام نيكو سخن گفتن يا لب فرو بستن از نكوهش و طعن بهتر است . ( از علَّامهء مجلسىّ رحمه اللَّه ، مرآة العقول )