الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٣٦ - احتجاج امام سجّاد عليه السّلام در موارد مختلفى از علوم دينى و ذكر يكى از مواعظ نيكو و بليغ آن حضرت
عمل نزديكى را انجام مىداد ، سپس هر دو غسل مىكردند ، و اين به جهت احترام به حرم بود ، سپس به حياط حرم بازمىگشت .
بارى از حوّا بيست پسر و بيست دختر متولَّد شد ، و در هر شكم يك پسر و يك دختر برايش تولَّد مىيافت ، و اوّلين فرزند او « هابيل » همراه با يك دختر بنام « اقليما » بود ، و در زايمان دوم : « قابيل » با دخترى بنام « لوزا » ، و لوزا زيباترين دختر او بود .
زمانى كه آنان به بلوغ رسيدند از ترس فتنه و گرفتارى حضرت آدم همه را فراخوانده و به هابيل پيشنهاد ازدواج با لوزا و قابيل با اقليما را داد .
قابيل گفت : از اين تصميم راضى نيستم ، آيا خواهر زشت هابيل را به من ، و خواهر زيباى مرا به هابيل تزويج مىكنى ؟ ! .
حضرت آدم عليه السّلام فرمود : پس ميانتان قرعه مىاندازم ، لوزا و اقليما سهم هر كدامتان كه شد او را با همان تزويج مىكنم .
هر دو بدان راضى شدند ، پس ميانشان قرعه انداخت .