روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥٧٠ - روزشمار جنگ سه شنبه /٨ مرداد ١٣٦٤ /١١ ذیقعده ١٤٠٥ /٣٠ ژوئیه ١٩٨٥
نکاتی که معاون لشکر٢٣ می گفت، این بود که توپ های منوری که دشمن شلیک می کرد، همه اش به طرف سربله بود و ما دیدیم که به طرف سراسپندار شلیک نمی کند و فهمیده که تک، ایذایی است و تلاش اصلی را گذاشته بود روی سربله.»
ب) ضعف توپخانه.
علی رغم این که به هرحال هدایت و فرماندهی اصلی این عملیات را برادران ارتش عهده دار بودند و با تصوری که از نقش کلاسیک ارتش و نیز سازمان توپخانه آن در ذهن وجود داشت، اما بارزترین ضعف خودی در این عملیات، آتش توپخانه بود که عمده ترین دلایل آن را می توان در سه مورد زیر خلاصه کرد:
١) عدم اجرای ضد آتشبار: ضد آتشبار مستلزم پیش بینی و اقدام دیده بان نفوذی است که متأسفانه سازمان توپخانه حاضر در منطقه، فاقد آن بود.
٢) عدم تمرکز و دقت آتش به روی نقاط تجمع و یا محورهای پاتک عراق: در توپخانه سه عنصر دیده بان، هدایت آتش و نشانه رو (که سمت و زاویه تیر را روی توپ می بندد) در دقت آتش مؤثرند. با توجه به این که همراه نیروهای عمل کننده، دیده بان حضور داشت، به احتمال زیاد از این ناحیه اشکالی وجود نداشت، پس عمده ترین نقش در ضعف هدایت آتش، معطوف به نظارت فرمانده توپخانة قرارگاه بود که باید حداقل دوازده ساعت قبل از عملیات در منطقه حاضر می شد و عناصر هدایت آتش و نشانه رو را هماهنگ و آزمایش می کرد.
٣) کمبود مهمات: پیش از عملیات، مسئول [مربوطه]، آماری از تعداد گلوله های هر یک از آتشبارهای فعال را به شرح زیر تهیه کرده بود:
١- برای دو قبضه کاتیوشا از گردان ٣٦٩، تعداد سه هزار گلوله.
٢- برای چهار قبضه توپ ١٥٥، حدود پانصد گلوله.
٣- برای سه آتشبار از گردان ٣٨٣، تعداد ٢٨١٢ گلوله که حدود ٨٠٠ گلوله به طرف گوشینه روانه بود و حدود ٢٠٠٠ گلوله برای آتشبار مخصوص محور ارتفاعات سربله و سرهویز در نظر گرفته شده بود. با توجه به این که طبق استاندارد تعیین شده، بار مبنا برای هر قبضه، ١٥٠ گلوله است و این تعداد در هر شرایطی، باید کنار قبضه ها، آماده باشد، می توان به مشکل مهم کمبود مهمات توپخانه، پی برد. در واقع آمار فوق بیان گر توان رزمی هریک از قبضه ها و در مجموع توان رزمی توپخانة خودی در این حمله است که اشکالات وارده را کاملاً محرز می کند.
ناگفته نماند که فرمانده نیروی زمینی ارتش، سرهنگ "صیاد شیرازی" نیز خود نسبت به اجرای آتش توپخانه روی سرهویز انتقاد اساسی داشت و به همین دلیل هیئتی را به سرپرستی مسئول کل آتش منطقه جهت تهیة گزارش، مأمور تفحص در این زمینه کرده بود.
ج) فرماندهی
چون ارتش فرماندهی عملیات را در کل منطقه در اختیار داشت، لازم بود که مسئولان قرارگاه لااقل یکی از عناصر عملیاتی خود را در قرارگاه هدایت عملیات تیپ قدس (که بار اصلی اجرای عملیات را بر دوش داشت) مستقر کنند تا هم از نزدیک در جریان وقایع و تغییر وتحولات عملیات باشند و هم ناهماهنگی احتمالی بین یگان های عمل کنندة ارتش اعم از یگان های پیاده و توپخانه و ... را به موقع جبران کنند، از طرف دیگر، این امر موجب می شد با گزارش صحیح به فرماندهی قرارگاه حمزه، ایشان را در تصمیم گیری های منطقی و معقول یاری کنند.
د) پدافند هوایی
در طرح قرار بود دو قبضه ضدهوایی ٥٧ میلی متری، روز قبل از عملیات در منطقه استقرار یابد تا با هجوم هلی کوپترها و هواپیماهای سبک و فعال دشمن مقابله کنند، اما این ضدهوایی ها پس از عملیات به منطقه آورده شدند و حتی از تریلی پایین هم آورده نشدند.
فقدان توپ های ضدهوایی این امکان را به دشمن داد که به راحتی منطقة عملیاتی را با هلی کوپتر و