روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥٦٩ - روزشمار جنگ سه شنبه /٨ مرداد ١٣٦٤ /١١ ذیقعده ١٤٠٥ /٣٠ ژوئیه ١٩٨٥
ضعف های دشمن:
الف) خالی بودن جناح راست ارتفاع سربله: همان طور که در بحث شناسایی و شرح عملیات گذشت، دشمن با خالی گذاشتن این جناح، معبر بسیار مناسبی را جهت نفوذ نیروهای خودی باز گذاشته بود، به نحوی که برادران ما به راحتی از "سرخیات" تا شمال قله ١٩١٠ و از شمال ارتفاع ١٩٣١ به غرب آن نیز عبور کرده روی یال ١٦٧٢ نفوذ کردند.
ب) نداشتن روحیه: نیروهای عراقی هیچ گونه روحیة مقاومت و درگیری و روبه رو شدن با رزمندگان با ایمان و شجاع بسیج و سپاه را نداشتند و در اولین دقایق درگیری، اکثر آن ها کشته شده و یا فرار کردند.
نقاط قوت دشمن:
الف) اطلاع سریع و دقیق عراق از محورهای حمله و وضعیت اهداف: در اولین دقایق روشنایی روز که امکان دید و شناسایی را مقدور می کرد، یک فروند هلی کوپتر عراقی روی ارتفاع سربله به پرواز در آمد و پس از حدود ده دقیقه گردش روی منطقة عملیاتی، آن جا را ترک کرد، سپس دشمن در ساعت٥ صبح پاتک های خود را به دو هدف ١٩٣١ و ١٦٧٢ آغاز کرد که این عمل نشان دهندة تشخیص سریع عراق از محورهای حمله و تعداد اهداف تصرف شده، است.
ب) تمرکز سریع آتش: همان طور که اشاره شد، تمرکز آتش دشمن سریعاً در منطقه اجرا گردید به نحوی که ارتفاع سربله و شیارها و عقبه های آن در میان دود و گرد و غبار ناشی از آتشبار عراق، دیده نمی شد.
ج) تحرک نیروهای احتیاط: دشمن با توجه به عقبه های محکم و نزدیک، خیلی سریع به محض روشن شدن هوا، نیروهای احتیاط خود را وارد منطقه کرده، شروع به پیشروی کرد.
ضعف های خودی:
الف) تبدیل طرح [عمل در سراسپندار] از تهاجمی به ایذایی و بها ندادن به توانایی های دشمن:
تجربیات کسب شده در طول پنج سال جنگ با عراق نشان می دهد که دشمن به مراتب از قدرت آتش پرحجم و دقیق تری نسبت به ما برخوردار است و خیلی سریع آتش خود را با تمرکز علیه مراکز تجمع و اهداف تصرف شده و عقبه ها به کار می گیرد، به همین دلیل یکی از مسائلی که در طرح ریزی این عملیات باید مد نظر قرار می گرفت، چگونگی پاسخ گویی به این آتش، کاستن شدت آتش و به انحراف کشاندن دشمن از تمرکز آتش بود. این تدبیر در دستور عملیاتی صادره و ابلاغی به تاریخ ٥/٥/١٣٦٤ مشخص و پیش بینی شده بود که منشأ امیدواری قابل توجهی در همة مسئولان تیپ قدس گردید و تا حدودی خیال آنان را از حجم آتش دشمن راحت کرد، ولی درست در همان روز ابلاغ دستور عملیاتی مزبور، دستور عملیاتی دیگری صادر و ابلاغ شد که مأموریت یگان عمل کننده روی سراسپندار را از عملیات تصرف و تأمین، به عملیات انهدامی و ایذایی تغییر داد. این تغییر مأموریت که در عمل نیز به صورت بسیار ضعیف و نمایشی اجرا شد، خیال دشمن را از حرکت این محور (سراسپندار) راحت کرد و دشمن توانست با متمرکز کردن فرماندهی، نیروها، توپخانه ها و هلی کوپتر و... به مقابله بسیار شدیدتری با رزمندگان عمل کننده در محور ارتفاعات سربله و سرهویز بپردازد. دربارة این تغییر مأموریت و نتایج به دست آمده از آن، برادر "حاج حاتم" می گوید:
«مقرر شده بود در محور سراسپندار گردان تکاور لشکر٦٤ با کمک لشکر٢٣ عملیات انجام دهد. نظر من این است که این عملیات اگر انجام می شد، خود به خود مقدار زیادی از آتش دشمن تفکیک و تجزیه می شد، همین طور فرماندهی و نیروهایش از فشار متمرکز عراق می کاست، در صورتی که من وقتی رفتم پی گیری کنم، دیدم گردان تکاور در ساعت٣:٣٠ یک تک ایذایی کرده، آن هم به پایگاه سوم! این تک ایذایی که به پایگاه سوم شده بود، مشخص بود که سرگرمی است و عراق فهمید که آن جا مسئله ای نیست و بنا به گفتة معاون عملیاتی لشکر٢٣ (سرهنگ ذوالت)، در همان اول [عملیات] دشمن فهمید که این یک تک ایذایی است و ما هرچه سعی کردیم که دشمن آتشبارهایش را به سراسپندار برگرداند، نشد. دشمن متوجه شده بود و تمام آتش خود را متمرکز کرده بود آن طرف [سربله]... یکی از