روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥٣١ - روزشمار جنگ شنبه /٥ مرداد ١٣٦٤ /٨ ذیقعده ١٤٠٥ /٢٧ ژوئی-ه ١٩٨٥
و رفتن به زباله دان تاریخ همچون حکومت "نمیری" در سودان، راه دیگری ندارد.»[١]
¯¯¯
ضمیمة اول گزارش ٤١٨: موقعیت و اهمیت ارتفاعات سرهویز و سربله
راجع به ارتفاعات "سرهویز" و "سربله" یادآوری می شود که این دو ارتفاع به ترتیب در عمق ٥/٥ و ١٠کیلومتری خاک عراق واقع شده اند و در بین ارتفاعات گوشینه، سرخیات، سرسگر، سرهاجری و شهر سیدکان محصور می باشند. در اختیار داشتن این ارتفاعات، این امکان را به دست می دهد که نیروهای خودی به شهر و پادگان سیدکان تسلط و بر راه ها و عقبه های ارتفاعات سمت راست و چپ نیز کنترل داشته باشند. "رضا ربیعی" فرمانده تیپ قدس (سپاه)، در این باره گفته است:
«با گرفتن ارتفاع سربله، اشراف کامل داریم بر شهر سیدکان و پادگان سیدکان و حتی قادریم سنگرهای دشمن را از روی سربله ببینیم و همین طور عقبه های دشمن قابل دید است. سرهویز نیز یک راه وصولی است به عقبه های دشمن، به علت این که کوتاه تر از ارتفاعات دیگر است و شیارهای خوب جهت نفوذ در سربله و سرهاجری دارد.»
"حسن خارا" مسئول طرح عملیات تیپ قدس نیز در مورد حساسیت این منطقه، توضیح داده است: «چون این ارتفاعات به شهر سیدکان و جاده های آن مسلط بود و از طرفی، جناحین ارتفاع نیز دست دشمن قرار داشت و این ارتفاع ما را می رساند به عقبه های دشمن، یعنی جادة سرهاجری به راحتی در دید ما واقع می شد، گرفتن سربله و یال جلو آن، یعنی به خطرانداختن کلیة نیروهایی که روی ارتفاع سرهاجری و ١٨٣٠ و سرهویز مستقر بودند. این نیروها در حدود دو تیپ برآورد می گردیدند.»[٢]
ضمیمة دوم گزارش ٤١٨: دلایل تغییرات طرح مانور عملیات قادر٢
دربارة دلایل و زمینه های این تغییرات، گزارش راویان مرکز مطالعات حاکی است:
فشار دشمن و ضعف کمی و کیفی نیروهای خودی، عملاً به قرارگاه دیکته می کرد که عملیات گوشینه منتفی گردد. سرانجام این نتیجه حاصل شد که به تکمیل خط انتظار که از یال ٢٠٠٢ زیر گوشینه شروع و در ارتفاعات سراسپندار ختم می شد، اکتفا شود و صرفاً عملیاتی به طور هم زمان روی سراسپندار، سرهویز و سربله اجرا گردد. در این باره فرمانده تیپ قدس "رضا ربیعی" چنین می گوید: «منطقه ای که می توانست برای ما مهم باشد و خط انتظار ما را مقدار زیادی راست بکند، منطقة سربله بود؛ یعنی وقتی از روی یال حصاروست به طرف عقب می آییم روی سرخیات و دوباره می رویم به طرف بربزین و گرده شوان و خط، همین طور دایره می خورد و می رود به طرف سراسپندار؛ ما این را می خواستیم راست بکنیم؛ برای این که به این هدف برسیم، باید اول می آمدیم روی سربله - تپه ای که راحت می شد از عراق گرفت و بعد روی سراسپندار عمل می کردیم.»
برادر "کلیشادی" قائم مقام تیپ قدس، در گزارشی به برادر "غلامعلی رشید"، انگیزة عملیات روی سربله را چنین بیان می کند:
«١- امکان استفاده از جاده ای که تا یال جلو گوشینه کشیده شده است.
- گرفتن ابتکار عمل از دشمن، زیرا دشمن پس از تصرف ارتفاعات سرهویز، سربله، پایگاه سراسپندار و ارتفاع گوشینه توسط نیروهای خودی، با پاتک های مکرر همة این ارتفاعات را پس گرفته است.»
درست در زمانی که مسئولان عملیات سرگرم بحث دربارة چگونگی ادامة عملیات بودند، دشمن در تاریخ ٣/٥/١٣٦٤ ارتفاع سرهویز را که در دست نیروهای گردان ١٢٠ پیاده از لشکر٢٨ بود، مورد حمله قرار داد و آن را به تصرف خود درآورد. در روز و شب همان تاریخ، گردان١٠٧ پیاده از لشکر٢٨ به منظور بازپس گیری این ارتفاع اقدام به تک کرده، تا ساعت٧صبح روز بعد (٤/٥/١٣٦٤) بدون کسب موفقیت، عقب نشینی کرد. "برادر ربیعی" در این خصوص چنین گفت: «قبل از این که عملیات روی سربله را شروع
[١] ٦. روزنامة کیهان، ٥/٥/١٣٦٤، ص ٣.
[٢] ٧. مأخذ ١، صص ٥٩ و ٦٠.